تبلیغات
حقایقی از قرآن و تشیع - شجاعت های خلفا اهل سنت به روایت اهل سنت
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

حقایقی از قرآن و تشیع
 
هر که باشد نظرش در پی ناموس کسا ن پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان


 
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 اردیبهشت 1391 توسط chachool chachool





بزرگان محقّقین و اعلام اهل سیره و تاریخ و حدیث از اهل سنّت تصریح کرده اند که در جنگ احد، در شرایطى که مشرکین بعد از شکست ابتدائى، برگشتند و قصد قتل رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم و انهدام قواى مسلمین را داشتند، ابوبکر و عمر نیز چونان دیگران، آن سرور را در دریاى دشمن رها کرده و تنها گذاشته و براى حفظ جان خودشان پا به فرار گذاشتند….

براى نمونه به مدارک زیر در باب جنگ احد مراجعه شود:

۱ ـ ابو داود طیالسى در کتاب «سنن».

۲ ـ ابن سعد در کتاب «الطّبقات الکبرى».

۳ ـ طبرانى در کتاب «معجم».

۴ ـ ابوبکر بزّار در کتاب «مسند».

۵ ـ ابن حبّان در کتاب «صحیح».

۶ ـ دارقطنى در کتاب «سنن».

۷ ـ ابو نعیم اصفهانى در «حلیة الاولیاء».

۸ ـ ابن عساکر در «تاریخ مدینة دمشق».

۹ ـ ضیاء مقدسى در «المختارة».

۱۰ ـ متّقى هندى در «کنز العمّال».

کنز العمّال: ج۱۰/۴۲۴٫

و امّا در جنگ حنین، حاکم نیشابورى به سند صحیح از ابن عبّاس نقل مى کند که تنها کسى که در آن جنگ با رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم ماند و استقامت کرد، علىّ بن ابیطالب علیه السّلام بود، و همه پا به فرار گذاشتند.

المستدرک: ج۳/۱۱۱٫

امّا در جنگ خیبر، اعلام و محقّقین از اهل سنّت فرار ابوبکر و عمر را ذکر کرده اند که از آن جمله: ۱ ـ احمد بن حنبل در کتاب «المسند». ۲ ـ ابن ابى شیبه در «المصنَّف». ۳ ـ ابن ماجه قزوینى در «سنن المصطفى (صلّى الله علیه وآله وسلّم)». ۴ ـ ابوبکر بزّار در «المسند». ۵ ـ طبرى در «تفسیر و تاریخ». ۶ ـ طبرانى در «المعجم الکبیر». ۷ ـ حاکم نیشابورى در «المستدرک». ۸ ـ بیهقى در «السّنن الکبرى». ۹ ـ ضیاء مقدسى در «المختارة». ۱۰ ـ هیثمى در «مجمع الزّوائد». ومتّقى هندى در کتاب «کنز العمّال»واقعه فرار را از افراد فوق الذّکر نقل مى کند.

کنز العمّال: ج۸/۳۷۱٫

امّا در جنگ خندق که معروف است که رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمودند: لَضَرْبَةُ عَلیٍّ فی یَوْمِ الخَنْدقِ اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَیْنِ: ضربه علىّ بن ابیطالب علیه السّلام در جنگ خندق، از عبادت جنّ و انس نزد خداى تعالى برتر است، و در بعضى از نقلها این چنین آمده است: اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الاُمَّةِ إلى یَوْمِ القِیَامَة: برتر است از عبادت تمامى امّت تا روز قیامت.

المستدرک على الصحیحین: ج۳/۳۲٫

شرط شجاعت از یکطرف، فرار شیخین در این مواقف حسّاس از زندگانى رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم از طرف دیگر، اهل سنّت را دچار گرفتارى کرده است، فکر کردند و کردند تا اینکه شیخ الاسلامشان یعنى جناب «ابن تیمیّه» که در چنین مواردى حلاّل مشاکل!! آنان است فکرى بکر و چاره اى معقول!! اندیشیده، چنین مى گوید: شکّى نیست که ما در خلیفه و حاکم اسلام به لزوم وجود صفت شجاعت قائلیم، ولکن شجاعت بر دو قسم است: ۱ ـ شجاعت قلبى ۲ ـ شجاعت بدنى و ابوبکر درست است از شجاعت بدنى بى بهره بوده، ولى او داراى شجاعت قلبى بوده، و همین مقدار از شجاعت براى حاکم اسلامى کافى است!! و در ادامه سخنانش مى گوید: و اگر شما مى گوئید على اهل جهاد و قتال بوده، ما مى گوئیم: عمر بن خطّاب نیز اهل قتال و جنگ در راه خداوند بوده است، ولى باید دانست که قتال بر دو قسم است: ۱ ـ قتال با شمشیر ۲ ـ قتال با دعاء و عمر بن خطّاب با دعاء، در راه خداوند قتال کرده است. سپس ابن تیمیّه براى اثبات شجاعت بدنى ابوبکر ابن ابى قحافه ـ در قبال شجاعتها و مبارزه هاى محیّرالعقول امیرالمؤمنین علیه السّلام با مشرکین ـ تمسّک به واقعه زیر نموده، چنین مى نگارد: بخارى و مسلم در کتاب خودشان آورده اند که: عروة بن زبیر مى گوید: من از عبدالله فرزند عمرو بن عاص پرسیدم که: سخت ترین رفتار مشرکین با رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم کدام بود؟ جواب داد: روزى رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم مشغول نماز بودند که عُقْبَة بن ابى مُعَیْط آمد و رداء آن حضرت را به دور گردن مبارک پیچیده و به شدّت فشار داد، در همین حال ابوبکر آمده و شانه عُقْبه را گرفت و او را به کنارى زد و گفت: آیا مردى را مى کشید که مى گوید: رَبِّیَ الله؟

منهاج السنّة: ۸/۸۵٫

قضاوت در گفتار ابن تیمیّه را به اهل انصاف واگذار مى کنیم. این بود موقعیّت ابوبکر در ارتباط با صفت شجاعت که به اجماع اهل سنّت، در جانشین پیامبر و خلیفه مسلمین معتبر است.

سخن مدیر سایت اسلام پرس با دوستان حقجو: آیا مصداق ابوبکر وعمر همانند قوم بنی اسرائیل نیست که خطاب به موسی گفتند تو وپروردگارتان بروید وبجنگید ما اینجا می نشینیم؟وبهنگام اسایش وراحتی گرداگرد پیامبرشان جمع می شدند ودرهنگام سختی ….!!؟؟

آیا ابوبکر وعمر آیه ی شریفه ی فضل الله المجاهدین علی القاعدین ((خداوند متعال مجاهدین را بر گوشه نشینان برتری داده است))را نخوانده بودند تابحال؟؟؟
سایت تحقیقاتی اسلام پرس
Islam-Press.Net
فرار از جنگ خیبر
در روز جنگ خیبر بود كه پیغمبر اكرم - صلّى اللّه علیه وآله -، ابوبكر را با لشكرى براى فتح قلعه فرستاد، ابوبكر گریخت و برگشت !(1(
ابن ابی الحدید راجع به فرار عمر و ابابكر از جنگ خیبر می‌گوید:
و ما أنس لا أنس الّلذین تقدّما ... و فرّهما و الفرُّ قد علما حوب
یعنی: آنچه را فراموش كنم، فراموش نمی‌كنم كه آن دو (ابوبكر و عمر) در جنگ تقدم جستند و از جهاد فرار كردند و حال آن كه می‌دانستند فرار از جهاد از گناهان بزرگ است.
اسناد:
 (1) این حدیث را حاكم نیشابورى در جلد سوم ، صفحه 27 كتاب خود، به همین نحو كه گفتیم نقل كرده است . سپس مى گوید: این حدیث با سند صحیح نقل شده است ، ولى بخارى و مسلم روایت نكرده اند! - ذهبى با تصریح به صحت آن در تلخیص مستدرك آورده است. فرار أبى بكر وعمر روز خیبر: ترجمة الامام على بن أبى طالب من تاریخ دمشق لابن عساكر ج 1 / 169 ح 233 و 234 و 235 و 236 و 240 و 241 و 247 و 261 و 262 ط 1، مناقب على بن أبى طالب لابن المغازلى ص 181 ح 217 ط 1، خصائص أمیر المؤمنین للنسائی ص 52 و 53، أسد الغابة ج 4 / 21، مسند أحمد ج 6 / 353، البدایة والنهایة ج 4 / 186، الغدیر ج 1 / 38، مجمع الزوائد ج 9 / 122 و 124، مصنف ابن أبى شیبة ج 6 / 154، الصحیح من سیرة النبی الاعظم ج 3 / 282، تذكرة الخواص، مسند البزاز ج 1، الكامل لابن الاثیر ج 2

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4
فرار ابوبكر و عمر در جنگ ها
محققان بزرگ، سیره نویسان، تاریخ نگاران و حدیث شناسان اهل سنّت تصریح كرده اند كه در جنگ احد، شرایطى پیش آمد كه مشركان بعد از شكست ابتدایى، برگشتند و تصمیم گرفتند كه رسول خدا صلى اللّه علیه وآله را به قتل رسانده و قواى مسلمانان را منهدم كنند. در این شرایط حساس، ابوبكر و عمر نیز چون دیگران، پیامبر خدا را در میان انبوه دشمن رها كرده و تنها گذاشتند و براى حفظ جان خودشان پا به فرار گذاشتند. براى نمونه مدارك زیر فرار آن دو را در جنگ احد مطرح كرده اند:
 1 . ابوداوود طیالسى در كتاب السنن.
 2 . ابن سعد در كتاب الطّبقات الكبرى.
 3 . طبرانى در كتاب المعجم.
 4 . ابوبكر بزّار در كتاب المسند.
 5 . ابن حبّان در كتاب الصحیح.
 6 . دارقطنى در كتاب السنن.
 7 . ابونعیم اصفهانى در حلیة الأولیاء.
 8 . ابن عساكر در تاریخ مدینة دمشق.
 9 . ضیاء مقدسى در المختاره.
 10 . متّقى هندى در كنز العمّال.1
حاكم نیشابورى درباره جنگ حنین روایتى را با سند صحیح از ابن عبّاس نقل مى كند. ابن عباس گوید: تنها كسى كه در جنگ حنین با رسول خدا صلى اللّه علیه وآله ماند و استقامت كرد، علىّ بن ابى طالب علیهما السلام بود و همه پا به فرار گذاشتند.2
محققان بزرگ اهل سنّت كه فرار ابوبكر و عمر را در جنگ خیبر ذكر كرده اند عبارتند از:
 1 . احمد بن حنبل در كتاب المسند.
 2 . ابن ابى شیبه در المصنَّف.
 3 . ابن ماجه قزوینى در سنن المصطفى (صلى اللّه علیه وآله(.
 4 . ابوبكر بزّار در المسند.
 5 . طبرى در تفسیر و تاریخ.
 6 . طبرانى در المعجم الكبیر.
 7 . حاكم نیشابورى در المستدرك على الصحیحین.
 8 . بیهقى در السّنن الكبرى.
 9 . ضیاء مقدسى در المختارة.
 10 . هیثمى در مجمع الزّوائد.
متّقى هندى در كتاب كنز العمّال فرار ابوبكر و عمر را در جنگ خیبر از افراد فوق نقل مى كند.3

 1 . ر.ك: كنز العمّال: 10 / 424.
 2 . المستدرك على الصحیحین: 3 / 111.
 3 . ر.ك: كنز العمّال: 8 / 371.
 
فرار ابوبكر و عمر در جنگ احد و سایر جنگها
بزرگان محقّقین و اعلام اهل سیره و تاریخ و حدیث از اهل سنّت تصریح كرده اند كه در جنگ احد، در شرایطى كه مشركین بعد از شكست ابتدائى، برگشتند و قصد قتل رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم و انهدام قواى مسلمین را داشتند، ابوبكر و عمر نیز چونان دیگران، آن سرور را در دریاى دشمن رها كرده و تنها گذاشته و براى حفظ جان خودشان پا به فرار گذاشتند، براى نمونه به مدارك زیر در باب جنگ احد مراجعه شود:
 1 ـ ابو داود طیالسى در كتاب «سنن».
 2 ـ ابن سعد در كتاب «الطّبقات الكبرى».
 3 ـ طبرانى در كتاب «معجم».
 4 ـ ابوبكر بزّار در كتاب «مسند».
 5 ـ ابن حبّان در كتاب «صحیح».
 6 ـ دارقطنى در كتاب «سنن».
 7 ـ ابو نعیم اصفهانى در «حلیة الاولیاء».
 8 ـ ابن عساكر در «تاریخ مدینة دمشق».
 9 ـ ضیاء مقدسى در «المختارة».
 10 ـ متّقى هندى در «كنز العمّال»(1(.
و امّا در جنگ حنین، حاكم نیشابورى به سند صحیح از ابن عبّاس نقل مى كند كه تنها كسى كه در آن جنگ با رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم ماند و استقامت كرد، علىّ بن ابیطالب علیه السّلام بود، و همه پا به فرار گذاشتند(2).
امّا در جنگ خیبر، اعلام و محقّقین از اهل سنّت فرار ابوبكر و عمر را ذكر كرده اند كه از آن جمله:
 1 ـ احمد بن حنبل در كتاب «المسند«
 2 ـ ابن ابى شیبه در «المصنَّف«
 3 ـ ابن ماجه قزوینى در «سنن المصطفى (صلّى الله علیه وآله وسلّم«.
 4 ـ ابوبكر بزّار در «المسند«.
 5 ـ طبرى در «تفسیر و تاریخـ».
 6 ـ طبرانى در «المعجم الكبیر«.
 7 ـ حاكم نیشابورى در «المستدرك«.
 8 ـ بیهقى در «السّنن الكبرى«.
 9 ـ ضیاء مقدسى در «المختارة«.
 10 ـ هیثمى در «مجمع الزّوائد«.
ومتّقى هندى در كتاب «كنز العمّال»(3) واقعه فرار را از افراد فوق الذّكر نقل مى كند.
امّا در جنگ خندق كه معروف است كه رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمودند: لَضَرْبَةُ عَلیٍّ فی یَوْمِ الخَنْدقِ اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَیْنِ: ضربه علىّ بن ابیطالب علیه السّلام در جنگ خندق، از عبادت جنّ و انس نزد خداى تعالى برتر است، و در بعضى از نقلها این چنین آمده است: اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الاُمَّةِ إلى یَوْمِ القِیَامَة(4): برتر است از عبادت تمامى امّت تا روز قیامت.
شرط شجاعت از یكطرف، فرار شیخین در این مواقف حسّاس از زندگانى رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم از طرف دیگر، اهل سنّت را دچار گرفتارى كرده است، فكر كردند و كردند تا اینكه شیخ الاسلامشان یعنى جناب «ابن تیمیّه» كه در چنین مواردى حلاّل مشاكل!! آنان است فكرى بكر و چاره اى معقول!! اندیشیده، چنین مى گوید:
شكّى نیست كه ما در خلیفه و حاكم اسلام به لزوم وجود صفت شجاعت قائلیم، ولكن شجاعت بر دو قسم است:
 1 ـ شجاعت قلبى
 2 ـ شجاعت بدنى
و ابوبكر درست است از شجاعت بدنى بى بهره بوده، ولى او داراى شجاعت قلبى بوده، و همین مقدار از شجاعت براى حاكم اسلامى كافى است!! و در ادامه سخنانش مى گوید:
و اگر شما مى گوئید على اهل جهاد و قتال بوده، ما مى گوئیم: عمر بن خطّاب نیز اهل قتال و جنگ در راه خداوند بوده است، ولى باید دانست كه قتال بر دو قسم است:
 1 ـ قتال با شمشیر
 2 ـ قتال با دعاء
و عمر بن خطّاب با دعاء، در راه خداوند قتال كرده است.
سپس ابن تیمیّه براى اثبات شجاعت بدنى ابوبكر ابن ابى قحافه ـ در قبال شجاعتها و مبارزه هاى محیّرالعقول امیرالمؤمنین علیه السّلام با مشركین ـ تمسّك به واقعه زیر نموده، چنین مى نگارد:
بخارى و مسلم در كتاب خودشان آورده اند كه: عروة بن زبیر مى گوید: من از عبدالله فرزند عمرو بن عاص پرسیدم كه: سخت ترین رفتار مشركین با رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم كدام بود؟ جواب داد: روزى رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم مشغول نماز بودند كه عُقْبَة بن ابى مُعَیْط آمد و رداء آن حضرت را به دور گردن مبارك پیچیده و به شدّت فشار داد، در همین حال ابوبكر آمده و شانه عُقْبه را گرفت و او را به كنارى زد و گفت: آیا مردى را مى كشید كه مى گوید: رَبِّیَ الله؟(5(
قضاوت در گفتار ابن تیمیّه را به اهل انصاف واگذار مى كنیم.
این بود موقعیّت ابوبكر در ارتباط با صفت شجاعت كه به اجماع اهل سنّت، در جانشین پیامبر و خلیفه مسلمین معتبر است.
 (1) كنز العمّال: ج10/424.
 (2) المستدرك: ج3/111.
 (3) كنز العمّال: ج8/371.
 (4) المستدرك على الصحیحین: ج3/32.
 (5) منهاج السنّة: 8/85.




طبقه بندی: شیعه و سنی ها.....، 
برچسب ها: شجاعت های خلفا اهل سنت به روایت اهل سنت،  
دنبالک ها: فرار ابوبکر و عمر ازغزوات، شجاعت های خلفا اهل سنت به روایت اهل سنت،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


آمار سایت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان علیه السلام صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم انشا الله............

خدمات وبلاگ نویسان جوان

اخلاق اسلامی موسیقی

; , . , . ->

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ