تبلیغات
حقایقی از قرآن و تشیع
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

حقایقی از قرآن و تشیع
 
هر که باشد نظرش در پی ناموس کسا ن پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان


 

                                                

 2                   

   فرشته بوسه بر آن دست می زند

                                 که از کار خلق یک گره بسته باز کند

برای عضویت در سازمان اهداء عضو روی عکس بالا کلیک کنید.

                  

پایگاه صالحات - حجت الاسلام دانشمند : اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .

این موضوع را من با یک واسطه می گویم . با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا روبروی ضریح ، دو به دو با هم بودیم .

گفتم از آقا چه خبر ؟

میگفت ما روزهای دوشنبه ، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم سرکشی میکنیم به خانواده شهدا . آقا می فرمودند به خانواده شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .

یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .

یکبار رفتیم درب خانه دو شهید ، من خودم رفتم دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند . درب زدم ، مادر شهید آمدند دم درب و گفتند : آقا کو ؟

گفتم : کدام آقا ؟

گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟

گفتم : شما از کجا می دانید ؟

شروع کرد به گریه کردن ، گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم ، بچه ها آمدند گفتند خوش بحالت ، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .

به اینجا که رسید ، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .

    

بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند فردا آقا سید علی آقا می خواهند بیایند ، ما هم تبریک می گوییم . و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .

مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی ؟

مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به آقا سید علی آقا برسانید و به ایشان بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است ان شاءالله .

 

                                          

                                                           

 

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لینک دانلود:

Downlaod

Password : www.chachool.mihanblog.com

منبع:    http://salehat.ir

نظرات شما دوستان پشتیبان کارکرد بیشتر ماست.

منتظرنظرات پیشنهادات و انتقادهای سازنده ی شما بزرگان

هستم.و من الله التوفیق A.E.M

 با سلام و درود فراوان به دوستان عزیز و خداجو.قصد دارم به زودی انشا الله نرم افزاری رو قرار بدم که در تمامی سیستم عامل ها یعنی xp,7 ونسخه های حتی 64bit قابل نصب می باشد. منتها قبل از دانلود قسمت های این برنامه اول بایستی این نرم افزار رو دانلود کنید HJSplit 2.4  بعد از دانلود این برنامه از اینجا

 مد نظرتان باشد که این برنامه پارت های جدا شده رو به هم متصل می کنه و یک پارت به شما تحویل می ده پس دانلود اون که حجمش هم پایینه الزامی است...!بعد به دانلود پارت های مختلف برنامه که هر کدام رو به 45mb تقسیم کردم بپردازید لینک ها رو به زودی می گذارم ان شا الله و بگم که این نرم افزار که شامل 810 حدیث از ائمه اطهار علیه السلام است  با ذکر منبع حدیث با کیفیت بسیار بالا و به راحتی قابل تغییر است.راهنمای بیشتر بعد از دانلود نرم افزار در خدمت شما قرار می گیرد.

پارت 1 تا7 همگی 46MB و پارت 8   36MB  می باشد.

لینک مستقیم دانلود نرم افزار 810 حدیث :

   Part1

Part2

  Part3

Part4

Part 5

Part6

Part7

Part8

کپی برداری از مطلب فوق و تمام مطالب سایت فقط با ذکر

chachool.mihanblog.com ممکن است.





طبقه بندی: رهبری، 
برچسب ها: امام : به آقا سید علی (خامنه ای) بگو اینقدر از خدا طلب مرگ نکند ! فرج نزدیک است ان شاءالله،  
دنبالک ها: امام : به آقا سید علی (خامنه ای) بگو اینقدر از خدا طلب مرگ نکند ! فرج نزدیک است ان شاءالله،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 فروردین 1391 توسط chachool chachool

ی شک باید  سمبولیسم و نماد گرایی را جزء لاینفک جریان فراماسونری دانست جریانی که موجودیت آن بیش از هر تمدن دیگری با پاگانیسم مصر باستان گره خورده است . که قبلا در مقاله ای دیگر با عنوان “نماد های ماسونی مصر باستان” مفصل به آن پرداختم .

اصولا صحبت از نماد گرایی ماسونی نه در این مجال بلکه خود فرصتی مفصل می طلبد اما آنچه قصد دارم در این جستار به آن بپردازم صرفا نماد گرایی این جریان در دلار آمریکاست که به طرز شگفت انگیزی گویا مرامنامه و مانیفست یهودی– فراماسونری  آنهاست تا وسیله ای برای داد و ستد.

ششم ژوئیه سال ۱۷۸۵کنگره آمریکا ( که در آن زمان، تنها یک مجلس بود) به اتفاق آراء دلار«« Dollar  را واحد پول آن کشور قرار داد.

پیش از استقلال ایالات متحده یعنی در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ ، پول انگلستان (لیره) در ۱۳ مهاجر نشین انگلیسی آمریکای شمالی رایج بود.

در جریان انقلاب، آمریکائیان سکه نقره ای اسپانیا به نام «دلار» را که در مکزیک رایج بود وسیله داد و ستد قرار داده دادند و به همین دلیل نام پول ملی خود را «دلار» گذاشتند.

سکه دلار نقره ای از قرن چهاردهم بیش از سه قرن به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رایج بود که اسپانیایی ها آن را حفظ کردند و به مستعمرات خود در قاره آمریکا منتقل ساختند.

اس با خط عمودی« $» که علامت بین المللی دلار است نیز از اسپانیایی ها اقتباس شده که پول خود را با علامت P (پی) مشخص می کردند و این «P» در آمریکای شمالی به تدریج و در جریان نوشتن به شکل «$» درآمد.(۱)

روند گنجاندن نمادهای یهودی – ماسونی در اسکناس ۱ دلاری ختم نگشت و تمامی اسکناسهای بعد از آن نیز از این امر مستثنا نبودند.

اما اسکناس ۱ دلاری به عنوان نخستین اسکناس و از طرفی دیگر به لحاظ تعدد نشانه های ماسونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که کشف رمز از آن نیات پشت پرده و مخوف طراحان نظم نوین جهانی را آشکار می سازد.

پیش از پرداختن به این مسئله توضیحی اجمالی  راجع به برخی  اعداد مقدس ماسونها را لازم می دانم .

نخستین عدد ۹ است که به حلقه ۹ نفره زنجیره ماسونها ، تعداد استادانی که در جستجوی حیرام رفتند تعداد ضربه های درجه استادی و…(۳) اشاره دارد.

دومین عدد ۱۱ است که آن نیز به دوستون بواز و جاکین که بنا بر اعتقاد ماسونها  در ابتدای معبد سلیمان قرار داشتند، عرض حمایل استاد به سانتی متر (مجموع ستارگان ۵ و ۶ پر)، تنها عدد دورقمی که اکر برعکس شود تغییر نمی کند و …(۴) اشاره دارد.

سومین عدد ۱۳ است که بی شک از مهمترین نشانه های  تعلق فراماسونری به یهودیان و مصر باستان است که دلایلی از قبیل اتفاق موسوم به  پوریم در ۱۳ فروردین در عهد خشایار شاه ، ۱۳ تکه از بدن اوزیریس که توسط ایسیس(خدایان مصر باستان) پیدا شد ، خیانت سیزدهمین نفر(یهودا اسکاریوتی) به حضرت مسیح (ع) و … مد نظر است.

چهارمین عدد ۳۳ است که اشاره دارد  به ۳۳ رتبه و درجه فراماسونری ، حاصل ضرب عدد مقدس ماسونها یعنی یازده در سه مرتبه شاگردی- ابزار یاری و استادی (۱۱* ۳=۳۳) ، سن حضرت مسیح هنگام کشته شدن(البته به نشان تمسخر مسیح توسط یهودیان) و…

پس از این مقدمه نسبتا طولانی در ذیل به ترتیب به برخی از نشانه ها ی یهودی- ماسونی موجود در یک دلاری اشاره می گردد:

الف : نمادهی ماسونی در روی ۱ دلاری:

۱- درج تصویر جرج واشنگتن به عنوان اولین رییس جمهور آمریکا که فراماسون اعظم و دارای درجه   ۳۳  در این تشکیلات بود البته بنای یاد بود وی در واشنگتن مملو از نشانه های ماسونی است.

۲- استفاده از ۱۳ دایره در مهرسبز رنگ  وزارت دارایی امریکا در شکل ^ مانند . البته خود شکل ^ ، نماد مردانگی در مصر باستان و در میان یبوسی ها بوده  و اشاره به یکی از شرایط اصلی عضویت در لژهای فراماسونری یعنی مرد بودن دارد  که تاثیر آن در درجه نظامیان کنونی (گروهبان و استوار) کاملا مشهود است.

۳- استفاده از مجموع ۱۳ برگ و میوه در سمت چپ و راست تصویر جرج واشنگتن(دایره های قرمز رنگ)

۴-  استفاده از ۳۳ حلقه در قسمت چپ و راست در پایین دلار (بیضی های سبز رنگ) که گویای ۳۳ حلقه زنجیر وار رتبه های ماسونی برای رسیدن به مقام استادی اعظم یا بزرگ بازرس کل (همان فراماسون درجه ۳۳ )است.

۵ – گنجاندن تصویر جغد در گوشه بالایی و سمت راست دلار به گونه ای کاملا ماهرانه و مخفیانه که به سادگی قابل رویت نیست و نیاز به بزرگنمایی بسیار زیادی دارد .(دایره ها و فلش آبی رنگ)نا گفته نماند که جغد نماد یهودی مارانوس (یهودی که برای پیش بردن اهدافش دین خود را مخفی میکند) است و به این نکته اشاره دارد که کشور ایالات متحده با چه اندیشه و مبانی فکری تاسیس گشته است البته فقط و فقط ذکر نقش  یهودیان و پیوریتنهای موثر در تاسیس امریکا خود به تنهایی کتابی قطور می شود که فرصتی دیگر را  می طلبد.در تصویر هوایی از کنگره آمریکا نیز به سهولت می توان تصویر جغد را در اطراف این ساختمان تشخیص داد.

۶- نباید از طراحی های تار عنکبوت مانند زمینه دلار به سادگی گذشت چراکه به طرز ماهرانه ای سمبل ها ونمادهای مورد احترام و تقدیس ماسونها و یهودیان را در آن خواهید یافت . به عنوان نمونه خرگوش     نیم رخ که چشم چپش به سمت بیننده است دقیقا در روبروی تصویر پنهانی جغد برایتان به رنگ سفید مشخص گشته است.

(لوگوی    p   l   a   y   b   o   y  که از نشانه های غیر اخلاقی و سین کاف سین است نیز از همین نماد گرفته شده است)

شایان ذکر است از دیدگاه سمبولیک برخی حیوانات مانند مار ، جغد ، خرگوش ، ققنوس(پرنده افسانه ای) و بز برای ماسونها و شیطان پرستان مقدس هستند اما از این میان جغد به سبب گردش سیصدو شصت درجه ای گردنش و نیز خرگوش به دلیل اینکه همیشه بیدار است نماد هوشیاری و تسلط گشته اند. که از دیدگاه ماسونها این خصیصه بسیار مهم می نماید و الگوی چشم جهان بین که در باره آن سخن خواهیم راند نیز گواهی بر این مدعاست.

از سوی دیگر نیز اگر دقت فرمایید با فرهنگ سازی جریان فراماسونری از طریق کارتونها ، داستانها و.. خرگوش نماد با هوشی ، جغد و بز نیز نماد حکمت و دانایی گشته اند .

نمادهی ماسونی در پشت ۱ دلاری:

۱ – مهر بزرگ امریکا:

قبل از تعطیلی مجلس آمریکا در تاریخ چهارم جولای ۱۷۷۶، کمیته ای انتخاب شده بود تا مهری برای این کشور تهیه نمایند. اعضای کمیته ۵ نفر بودند که سه نفر از آنها شامل بنیامین فرانکلین، جان آدامز و توماس جفرسون می شد که پیش نویس بیانیه استقلال آمریکا را تهیه کردند.

ایشان افراد اولین کمیته به حساب می آمدند. قبل از آن که طرح مهر به تصویب نهایی برسد، دو کمیته دیگر و جمعا ۱۴ نفر و به مدت ۶ سال بر روی آن کار کردند. طرح نهایی که در تاریخ ۱۳ ژوئن ۱۷۸۲ مورد تصویب مجلس قرار گرفت، توسط چارلز تامپسون با سمت منشی به مجلس ارایه شد. وی در این طرح پیشنهادات مشاوران و هنرمندان هر سه کمیته را لحاظ کرده بود. نکته جالب در این میان تعلق تقریبا تمامی افراد این کمیته ها به تشکیلات فراماسونری بود لذا بررسی به کار گیری نماد های گوناگون ماسونی در مهر رسمی ایالات متحده امریکا که  به سبب تعدد ، باید آنرا مهر ماسونی امریکا دانست. از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

اگر اندکی دقت فرمایید عقاب که نماد پرنده زئوس خدای یونان باستان است در پنجه راست خود شاخه زیتونی شامل ۱۳ برگ و ۱۳ میوه نگه داشته ،  و در پنجه دیگر ۱۳ تیر .

دم عقاب دارای ۹ پر است از سویی دیگر هر بال این عقاب ۳۳ پر دارد که قبلا راجع به این اعداد توضیح داده شد.

در منقار عقاب نواری قرار دارد که بر روی آن به زبان لاتین نوشته شده (E PLURIBUS UNUM) که به معنی  ”وحدت از کثرت” است (اشاره به ایالات متحده) اما نکته جالب تعداد حروف این جمله  بوده  که شامل۱۳ حرف است .

بر روی سر عقاب ۱۳ ستاره قرار گرفته که در مجموع یک ستاره شش پر(ستاره داوود) را تشکیل میدهد.که نشان از تعلق امریکای ۲۲۷ سال پیش به یهودیان و مارانوس ها دارد .

بر سینه عقاب سپری قرار دارد که بر روی آن ۱۳ خط قرمز و سفید (پرچم امریکا) نقش بسته گفتنی است رنگ قرمز و سفید رنگ دو ستون معروف ماسونها یعنی بواز و جاکین بوده است .(۵)

البته در دلار به جهت سیاه سفید بودن، این رنگها مشخص نیست . و دیگر اینکه دلیل مذکور علت و تفکر پشت پرده طراحی پرچم امریکا نیز محسوب   می شود.

در مهر بزرگ صورت عقاب به سمت پنجه ای است که شاخه زیتون(به عبارتی شاخه درخت غار) را نگاه داشته است. صورت عقاب در مهر ریاست جمهوری در جهت مخالف یعنی به طرف پنجه ای بود که تیرها را نگاه می داشت تا این که در سال ۱۹۴۵ “هری ترومن” سی و سومین رییس جمهور امریکا دستور طراحی مجدد آن را به سمت شاخه زیتون صادر کرد.(۶)

در واقع ترومن پس از حمله وحشیانه  اتمی به ژاپن و به شهر هیروشیما و ناکازاکی در نزدیکی مدار ۳۳ درجه زمین !!! و معرفی کشورش  به عنوان ابر قدرت جهان این دستور را داد تا با گرداندن سر عقاب از سمت تیر ها (نماد جنگ)به سمت شاخه زیتون (نماد صلح) چهره کریه و خون خوار امریکا را اندکی تطهیر کند و در لفافه آغاز نظم نوین جهانی را اعلام نماید.شایان ذکر است سال ۱۹۴۵ سال طلاییی ماسونها بود و آنها خود را از پیش برای آن مهیا کرده بودند چراکه اگر سال استقلال امریکا ۱۷۷۶ را از این سال(۱۹۴۵) کسر کنیم عدد حاصل یعنی ۱۶۹ حاصلضرب ۱۳ در خودش می شود (۱۳*۱۳ =۱۶۹).

۲ – در سمت راست مهر ماسونی دلار و نیز در منتها الیه سمت چپ دلار (داخل بیضی های قرمز) ۱۳ میوه قرار گرفته است .

۳- در وسط دلار عبارت (IN GOD WE TRUST) به معنی ما به خدا اعتقاد داریم (داخل بیضی آبی رنگ) نوشته شده است که ممکن است ما را قدری سردر گم  و دچار پارادوکس گرداند ولی در حقیقت این عبارت برای اولین بار در سال ۱۹۵۷  و در اوج  کشمکش های جنگ سرد با شوروی بر روی دلار نقش بست چراکه شوروی عملا کمونیسم و بی دینی را ترویج می نمود و آمریکا برای جلب نظر کشور های مسیحی و عموما دین مدار دست به این اقدام زد.(۷)

جالب اینجاست به محض پایان یافتن جنگ سرد طرحی برای حذف این عبارت از پشت دلار به کنگره رفت که به جهت فشار افکار عمومی تصویب نشد و لی ماسونها که در نهان هیچ گونه سنخیتی بین خود و خدا نمی دیدند ، در یک اقدام شیطنت آمیز در ماه مارس سال ۲۰۰۷ با حذف این عبارت ( IN GOD WE TRUST)  از سکه های یک دلاری یادبود جرج واشنگتن ، اندکی از افکار شوم و دین ستیزانه خود را آشکار نمودند که در نهایت مجبور به عذر خواهی از مردم آمریکا شدند .

سوای تمامی دلایل مذکور چه دلیلی دارد که یک کشور بر روی اسکناس خود عبارت ما به خدا اعتقاد داریم را قرار دهد مگر دیگر کشور ها که چنین کاری نکرده اند به خدا اعتقاد ندارند! در واقع می بایست این اقدام سردمداران امریکایی را نوعی وانمود سازی دانست. شبیه فرد دروغ گویی که تکه کلامش “من از دروغ بدم می آید” است.

۴- مهر اعظم ایالات متحده امریکا :

این مهر به شکل کنونی آن در زمان رزولت بر روی دلار قرار گرفت شما می توانید آنرا درسمت چپ دلار مشاهده فرمایید همانگونه که مستحضر هستید تصویر هرمی نامانوس به چشم می خورد که نماد هرم خئوپوس مقبره فرعون و نشان عالی انجمن های فراماسونری است.

این هرم از ۱۳ ردیف سنگ چین تشکیل شده است و در مجموع ۷۲ خشت دارد که اشاره دارد به  ۷۲ نیرو یا  نام خدای کابالیستها.(خونسرد که البته کاربرد آن در موارد دیگری نیز دیده شده است مانند تعداد نفر های عضو در حلقه ” صاحب دلان”  (۹)

بر روی این هرم به لاتین عبارت ۱۳ حرفی  ” ANNUIT COEPTIS ” به معنی خدا همیشه یاور ماست ، نقش بسته است که به گونه ای دیگر همان عبارت ” IN GOD WE TRUST ” است .

البته عده ای از زبان شناسان غربی آنرا  ”announcing conception”به معنی “آشکار کردن رشد مخفی” معنی نموده اند چراکه conception”" در زبان انگلیسی ” لقاح‌ تخم‌ وشروع‌ رشد جنین‌ ” معنی می دهد که مفهوما به معنای آشکار کردن فعالیتهای  شبکه مخفی فراماسونری در نظم نوین جهانی است.

در زیر این هرم عبارت ” NOVUS ORDO SECLORUM ” به زبان لاتین نوشته شده است.

که به معنای”NEW WORLD ORDER” یعنی “نظم نوین جهانی ” یا “حکم جدید برای جهان” است که شما بارها آنرا در سخنرانی های سردمداران امریکا علی الخصوص بوش پدر و پسر و اوباما شنیده اید.(۱۰)

برخی نیز این عبارت لاتین را “new order of the secular” به معنی “نظم جدید سکولاریسم ” معنی نموده اند.

مجموع برگها و میوه های موجود در پشت دلار ۷۲ عدداست که همانگونه که توضیح داده شد نشان از نفوذ کابالیستهای یهودی در امریکاست.

پشت هرم بیابانی لم یزرع قرار دارد و جلوی آن گیاهانی روییده است . منظور از بیابان آشوب در اروپا و جنگ های متوالی است که ماسونهای آمریکا به امید تاسیس حکومت جهانی ِ ماسونی – یهودی خویش.خود را از آن بیرون کشیده و اولین کشور ماسونی جهان را تاسیس نمودند.

شاید برایتان تعجب آور باشد که چرا این هرم شکلی نامانوس داشته و راس آن جدا ودر وسط آن چشمی نورانی قرار دارد. این چشم نماد “RA” از خدایان  مصر باستان است که در پاگانیسم یونانی چشم لوسیفر یا همان چشم شیطان است ، یونانیان آنرا ستاره صبح (۱۱)       می دانستند و همواره آن را به صورت درخشان  ترسیم می نمودند.

با اینکه شاید اندکی از موضوع اصلی فاصله بگیریم ولیکن ذکر حدیثی از امیر المومنین در پاسخ به شخصی که از وی در مورد دجال پرسیده است را مفید میدانم. ایشان در پاسخ به این شخص می فرمایند: عینه الیمنى ممسوحه والأخرى فی جبهته تضیء کانها کوکب الصبح (چشم راست ندارد و چشم چپش در وسط پیشانی اش قرار گرفته نور می دهد گویا ستاره صبح است) . (۱۲)

راستش انسان از این همه شباهت به شگفت می آید چراکه اگر تصویر را زوم کنید از شکل ابرو و گوشه چشم روی هرم متوجه خواهید شد که این چشم ، چشم چپ است و از سوی دیگر نورانی بودن آن و نیز اینکه لوسیفر را  در اسطوره شناسی یونانی ستاره صبح     می دانند انسان را حیرت زده می کند.

چشم لوسیفر بر همه جهان نظارت داشته و هنگامی که نظم نوین جهانی به ثمر برسد (تخرییب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلیمان و حکومت علنی ماسونی – یهودی برجهان) قسمت فوقانی هرم به بدنه آن خواهد چسبید. اگر اندکی دقت فرمایید متوجه الگوی استفاده از چشم چپ در این مورد نیز خواهید شد (۱۳)

در واقع گروه فرانکلین میخواستند که مهر منعکس کننده مشیت الهی باشد و در این راستا بلاتکلیفی اسباط  اسرائیلی را به نمایش بگذارد. یعنی تا روزی که دوباره یهودیان به معبد سلیمان باز نگردند این هرم نا تمام خواهد ماند.

در قاعده هرم عبارتی (اعداد) یونانی “MDCCLXXVI” نقش بسته که از نظر ارزش عددی (جمع حروف به صورت ابجد)  همانگونه که در تصویر می بینید برابر با ۱۷۷۶ سال استقلال امریکاست . اما اگر این حروف را بر روی اهرام ثلاثه مصر باستان در نظر بگیرید  جمع قاعده این اهرام همانگونه که در تصویر محاسبه شده است برابر با ۶۶۶ می شود که عدد  لوسیفر یا همان شیطان است.

البته ماسونها بارها تلاش کردند تا با دلایل واهی این وابستگی شدید خود به کابالای یهود و مصر باستان را مخفی نگه دارند برای نمونه  جوزف کمبل ،اسطوره شناس معروف ، می گوید:

هنگامی که در سطوح پایین هرم قرار دارید،می توانید این سو یا آن سو باشید.اما هنگامی که به راس می رسید همه نقاط به یکدیگر می رسند و اینجاست که چشم خداوند(!!!) گشوده میشود.

عبارت”ANNUIT COEPTIS” عقیده فرانکلین بود که یک نفر به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد اما چند نفر با کمک خدا قادر به انجام هر کاری هستند.(۱۴)

اکنون قضاوت با شما ست آیا این نمادها و نوشته های عجیب این معنا را می دهد؟ آیا برای بیان اینکه به کمک خدا نیاز داریم باید چشم چپی را در حالت جدا و درخشان  بر روی هرم خئوپوس قرار دهیم ؟ !!!! و…

اگر هرم گیزا یا خئوپوس را در درون یک ستاره شش پر(ستاره داوود) قرار دهیم نتیجه شگفت آور خواهد بود به گونه ای که حروفی که در منتهی الیه گوشه های ستاره قرار می گیرند(مطابق تصویر) واژه “MASON” را می سازند.

علی اکبر رائفی پور

Source:



طبقه بندی: شیطان پرستی، 
برچسب ها: راز دلار ( فراماسونری و دجال آخر الزمان )،  
دنبالک ها: راز دلار ( فراماسونری و دجال آخر الزمان )،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 فروردین 1391 توسط chachool chachool


من توجه بینندگان عزیزان را به این نكته جلب می‌كنم كه حدود 90٪ وهابیت و اهل سنت در رابطه با مهدویت، حدود 50 یا 60٪ با شیعه هم‌عقیده هستند. یعنی اینها معتقد هستند كه آقا رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) بشارت داده به وجود آقا حضرت مهدی (علیه السلام) كه آن نازنین وجود خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد؛ همان‌گونه كه از ظلم و ستم لبریز شده است.

 

 



                                                                download 


 

آقای هدایتی

آیا در قرآن كریم آیاتی مبنی بر وجود حضرت بقیة الله الأعظم، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجود دارد یا نه؟

استاد حسینی قزوینی

السلام علی معز الأولیاء و مذل الأعداء.

بنده این بشارت را به بینندگان عزیز عرض كنم كه ما تلاش كردیم در مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) كه مسؤلیتش با بنده است، نرم افرازی را آماده كنیم كه مدعی هستیم كامل‌ترین نرم افراز در رابطه با آقا امام زمان (علیه السلام) است. این كار را 2 ماه قبل انجام دادیم و وارد بازار كردیم و در طول این 2 ماه بیش از 20 هزار نسخه از این برنامه تكثیر و توزیع شده است. حتی برخی از مراكز، 3 تا 5 هزار نسخه خریده‌اند تا در شب نیمه شعیان، به شیفتگان و دلباختگان حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداه) إهداء نمایند.

ما در این نرم افراز تلاش كرده‌ایم، در مرتبه اول، كلیه آیاتی كه درباره آقا امام زمان هست، از منابع شیعه و سنی بیاوریم. من آماری كه همین چند دقیقه قبل از واحد نرم افراز گرفتم، گفتند 255 آیه از آیات قرآن در مورد حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) است كه احادیثی از نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی (علیهم السلام) در مورد آن آیات آمده است.

حدود 2 هزار سؤال و شبهه پیرامون وجود مقدس آقا ولی عصر (ارواحنا له الفداء) بوده كه مراكز پژوهشی در قم و سایر استان‌ها جواب داده‌اند و با حفظ حقوق معنوی این مراكز در این برنامه آورده‌ایم.

كلیه توقیعات حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) را در اینجا ذكر كرده‌ایم. احادیثی كه از حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) صادر شده و روایاتی كه از ائمه معصومین (علیهم السلام) پیرامون حضرت آمده، آورده‌ایم. گزیده‌‌ای از بهترین مداحی‌ها و مولودی‌ها در رابطه با حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) را آورده‌ایم. البته كلیه كسانی كه در حوزه نرم افزار كارشناس هستند، اتفاق نظر دارند كه كامل‌ترین نرم افزار پیرامون حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) بوده است. ما به بینندگان عزیز این مژده را می‌دهیم كه به زودی این نرم افزار را در سایت قرار خواهیم داد؛ چون هدف ما از این نرم افزار‌ها مادی نیست. همان‌طور كه برنامه الرسول را كه برنامه نمونه سال گذشته شناخته شد، الآن روی سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء)  وجود دارد.

در مورد این آیات، من فقط یك مورد را اشاره می‌كنم. سوره توبه آیه 33 دارد:

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

خداوند رسولش را برای هدایت و دین حق ارسال نمود تا این‌كه دین اسلام را بر تمام ادیان آسمانی غلبه بدهد؛ ولو این‌كه مشركین خوش نداشته باشند.

جمله: 

لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ كُلِّهِ

یعنی دین اسلام بر تمام ادیان غالب خواهد آمد و مسأله‌ای است كه در این آیه آمده و مفسران نامی اهل سنت، مثل آقای قرطبی، فخر رازی، أبو حیان، ثعلبی و ... اتفاق نظر دارند كه این آیه مربوط به آقا امام زمان، حضرت مهدی (علیه السلام) است.

و قال السبكی ذلك عند خروج المهدی. لا یبقی أحد إلا دخل الإسلام.

غلبه اسلام بر سایر ادیان و به اهتزاز درآمدن پرچم اسلام و فرو ریختن سایر پرچم‌ها در زمان خروج و قیام حضرت مهدی (علیه السلام) اتفاق خواهد افتاد. هیچ فردی در كره زمین نمی‌ماند، جز این‌كه بعد از قیام آقا امام زمان (علیه السلام) داخل دین اسلام می‌شود.

تفسیر امام قرطبی، ج8، ص121 ـ تفسیر فخر رازی، ج16، ص40 ـ تفسیر بحر المحیط، ج5، ص34 ـ تفسیر زاد المسیر لإبن جوزی، ج3، ص290 ـ تفسیر الثعلبی، ج 5، ص35 ـ مجمع البیان للطبرسی، ج5، ص35

* * * * * * *

آقای هدایتی

مجموعه روایاتی كه در كتب شیعه و سنی وارد شده، چه تعدادی است؟

استاد حسینی قزوینی

در رابطه با روایاتی كه در كتب شیعه و سنی پیرامون وجود مقدس آقا ولی عصر (علیه السلام) آمده، آماری كه بنده دارم ـ از 4 یا 5 سال قبل ـ، تألیفاتی كه شیعه و سنی درباره امام زمان (علیه السلام) داشته‌اند، تاكنون 1145 كتاب در مورد قبل از ولادت حضرت مهدی (علیه السلام) تا سال 1384 نوشته شده و احادیثی كه در این كتب آمده، 1941 روایت است از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در منابع اهل سنت و از ائمه (علیهم السلام) در منابع شیعه، روایت آمده است.

1. مثلاً 91 روایت داریم كه مضمونش این است:

الأئمة إثنا عشر، أولهم علی و آخرهم المهدی.

امامان 12 نفر هستند كه اول آنها علی و آخر آنها مهدی است.

البته روایت:

خلفائی إثنا عشر.

هم در كتاب صحیح مسلم و هم در كتاب صحیح بخاری آمده است. اگر فرصتی شد درباره این روایت بحث خواهیم كرد كه پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) فرمود:

خلفای من 12 نفر هستند.

ولی اسامی اینها فقط در برخی از كتب اهل سنت، مثل مناقب خوارزمی، مقتل الحسین، فرائد السمطین، ینابیع المودة و ... آمده است.

2. 94 روایت داریم كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند:

ائمه 12 نفرند و آخرین آنها مهدی است.

منتخب الأثر، حضرت آیت الله صافی،‌ ص99 و ص105

3. 107 روایت داریم كه آمده است:

ائمه 12 نفرند و نهمین فرزند امام حسین (علیه السلام)، مهدی و قائم آل محمد است.

منتخب الأثر، ص124.

4. 50 روایت داریم كه أسماء ائمه (علیهم السلام) در آنها آمده است. در منابع شیعه و سنی. به ویژه در حدیث لوح كه فرمود:

اولین خلیفه من علی، بعد از او امام حسن (علیه السلام)، بعد از امام حسین (علیه السلام)، امام زین العابدین (علیه السلام)، امام باقر (علیه السلام)، امام صادق (علیه السلام) و ... تا آقا ولی عصر (علیه السلام).

مجموع این روایاتی كه عرض كردم، 342 روایت است كه مضمونش این است:

ائمه بعد از من 12 نفرند و آخرین آنها مهدی است.

5. 148 روایت داریم كه مضمونش این است:

إن المهدی، التاسع من ولد الحسین.

مهدی، نهمین فرزند حسین است.

6. 99 روایت داریم كه پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) فرمود:

مهدی، ششمین فرزند امام صادق (علیه السلام) است.

7. 98 روایت داریم كه آمده است:

مهدی، پنجمین فرزند امام كاظم (علیه السلام) است.

8. 95 روایت داریم كه آمده است:

مهدی، چهارمین فرزند امام رضا (علیه السلام) است.

9. 90 روایت داریم كه آمده است:

مهدی، سومین فرزند امام جواد (علیه السلام) است.

10. 90 روایت داریم كه آمده است:

مهدی، دومین فرزند امام هادی (علیه السلام) است.

11. 146 روایت داریم كه آمده است:

مهدی، فرزند امام عسكری (علیه السلام) است.




بقیه مطلب کلیک کن

برچسب ها: پرسش و پاسخ با استاد حسینی قزوینی پیرامون مهدویت 1 + دانلود،  
دنبالک ها: پرسش و پاسخ با استاد حسینی قزوینی پیرامون مهدویت 1 + دانلود،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 فروردین 1391 توسط chachool chachool



فساد دربار آل سعود مسئله ای نیست كه بتوان به سادگی از كنار آن گذشت ، فسادهای عمده مالی ، بی بند و باری های جنسی و اخلاقی شاهزادگان عربستانی به اندازه ای است كه همه شهروندان عربستانی نیز نسبت به آن آگاهی پیدا کرده اند .

به گزارش ندای انقلاب نتایج بررسی های موسسات بین المللی نشان می دهد که طی سال های اخیر ، بسیاری از شاهزادگان سعودی علی رغم محروم نگه داشتن مردم عربستان ، برای تسهیل در زندگی خود با توسل به شیوه های غیر قانونی سعی در ایجاد یک زندگی رفاهی برای خود دارند که همین امر هم موجبانتشار گزارشات فراوانی از شیوع فساد و بی بند و باری شدید در این خاندان شده است .


دراین نوشتار سعی شده به صورت موجزگوشه هایی از ابعاد فساد خاندان سعودی و شاهزاد گان خوشگذران عرب را بازگو نماید .

فساد اقتصادی و اداری مهمترین رکن یک شاهزاده عرب :

نتایج بررسی موسسه اقتصادی ریاض نشان می دهد نشان می دهد ۶۸ درصد سرمایه گذاران در عربستان سعودی برای تسهیل اقدامات خود به شیوه های غیرقانونی و فساد مانند رشوه دادن ، دلالی و فریبكاری متوسل می شوند .

براساس نتایج این بررسی، حدود ۵۶ درصد سرمایه گذاران داخلی معتقدند كه بخش تجاری ضعیف و مانع سرمایه گذاری است.

نتایج این بررسی همچنین نشان می دهد میزان سرمایه گذارانی كه شیوه برخورد كارمندان دولت را مانع سرمایه گذاری می دانند ، ۲۵ درصد نسبت به سال ۲۰۰۵ افزایش یافته و به ۶۴ درصد رسیده است.

پیش از این نیز گزارش های زیادی درباره رواج فساد در دستگاههای دولتی عربستان سعودی و رسیدگی نشدن به آنها از جمله در پرونده سیل دو سال اخیر در شهر جده و ارتباط شاهزادگان سعودی با این پرونده منتشر شده بود.

از رهنمود های وهابیت در رابطه با حجاب تا شرابخواری خادم الحرمین :

امروز بسیاری از کارشناسان امور مذهبی بزرگ ‌ترین مشكل دنیای اسلام را تحركات وهابیت عربستان می دانند ، فرقه ای که فتوای علمای آن ناشی از تاثیرات عناصر اسرائیلی در میان بزرگان عربستان است .

با نگاهی گذرا به اندیشه افراطی وهابیت، در ابتدا به نظر می ‌رسید که این اندیشه نه تنها تلاش کرده احکام و اصول اسلامی در زمینه های مختلف و به ویژه در برخورد با زنان را رعایت کند، بلکه یک گام نیز از این مسأله فراتر رفته است ، و با محدوده کردن زنان در فضای اجتماعی سعی دارد آنان را از بی بند و باری های جامعه منع کند .

اما تصاویری که چندی پیش در برخی رسانه های جهان از وضعیت حجاب در عربستان پخش شد نشان داد واقعیت این امر چیز دیگری است ، پخش این تصاویر نشان دهنده این امر بود که دولتمردان آل سعود که در زمره اصلی ترین رهبران سیاسی وهابیت به شمار می ‌روند، زنان خود را مجبور به پایبندی به احکام و اصول اسلامی و یا حتی وهابی نمی دانند و زنان و دختران خاندان حاکم آل سعود مجبور نیستند مانند دیگر زنان عربستان سعودی که اکثرشان صورت خود را با پوشیه (نقاب) می‌پوشانند، رفتار کنند ؟!

با مشاهده برخی تصاویر منتشر شده از دختران و زنان وابسته به خاندان آل سعود به راحتی می‌ توان فهمید که بیشتر آنان نه تنها به اصول و به اصطلاح ارزش‌های اندیشه وهابیت پایبند نیستند، بلکه حتی به اصول دین مبین اسلام نیز التزام ندارند .

بی حجابی ، برهنگی در مهمانی ها ، تعدد زوجین درزنان و.... از نمونه های کوچک بی بند و باری ها و فساد جنسی زنان و دختران وابسته به بنیان گذاران سختگیر ترن مذهب جهان می باشد که با توجه به این شرایط به نظر می رسد در تعالیم وهابیت هنگامی که مولودی در خاندان حاکم بر عربستان متولد می شود از تمامی اصول فارق است چه رسد به پایبندی به دستورات اسلام !

شرب خمر حلال در پشت دیوار های قصر آل سعود :

پشت دیوارهای کاخ شاهزادگان سعودی شرب خمر و استعمال مواد مخدر موضوعی عادی است موضوعی که اگر یک شهروند عادی خارج از کاخ، مرتکب آن شود، با مرگ یا مجازات شدید روبرو می شود.


شاهزادگان سعودی حشیش مصرف می کنند و عاشق کوکایین هستند هر چه بخواهند از این مواد برای خود تهیه می کنند، زیرا بازرسی از آنها صورت نمی گیرد.

رسانه‌های دیداری جهان نیز چندی پیش در پایان نشست گروه ۲۰ در نیویورك صحنه‌ای را نشان دادند كه واقعاً شرم‌آور و حیرت‌انگیز است .

این صحنه نشان می‌داد ملك عبدالله پادشاه عربستان در حالی كه جام شراب خود را به جام شراب بوش می ‌زد آن را می‌نوشید!

دختر پادشاه عربستان به همراه پاریس هیلتون هنرپیشه فاسد غربی


رسوایی اخلاقی نوه پادشاه سعودی:

دستگاه قضایی اسپانیا چندی پیش اعلام کرد پرونده یک شاهزاده سعودی به اتهام تجاوز به یک زن جوان بار دیگر به جریان افتاد.

بر اساس رای دادگاه بالئارس، پرونده تجاوز به یک زن ۲۰ ساله اسپانیایی توسط"الولید بن طلال" در ماه اوت ۲۰۰۸ ، بار دیگر باز شد.
پیش تر در ماه مه ۲۰۱۰ قاضی این پرونده به علت نبود شواهد کافی برای محکومیت متهم، پرونده شاهزاده الولید، نوه ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی را مختومه اعلام کرده بود.
اما دادگاه محلی بالئارس بسته شدن پرونده را رد کرد و خواستار به جریان افتادن دوباره آن شد.
بر اساس حکم قاضی جدید پرونده، پس از انجام مراحل قانونی، از مقامات عربستان سعودی خواسته می شود متهم را تحویل مراجع قضایی اسپانیا قرار دهند تا رسیدگی به پرونده از سر گرفته شود.

وقتی ملک فهد ملکه زیبایی را از شوهرش دزدید !
در سال ۱۹۸۵ میلادی ملک فهد در شهرحلب از ملکه زیبایی سوریه " حسناء وفائی"خوشش می آید و علی رغم اینکه وی اعلام می دارد که متاهل است ، تقاضای همخوابگی با وی را می دهد که با برخورد منفی این زن روبه رو می شود و درست به همین دلیل چند هفته بعد "وفائی " ناپدید و به طور مخفیانه به کاخ فهد در عربستان منتقل می شود .

تولد نوزاد های ۱۰۰۰۰ دلاری آل سعود و خطر فروپاشی :

حداقل حقوق یک نوزاد خانواده سلطنتی در عربستان ۱۰۰۰۰ دلار در ماه است که مطابق تلگراف سری یکی از سفارتخانه های غربی یک سوم دارایی های هرگز در بودجه گنجانده نمی شود و از جیبهای شاهزادگان سر در می آورد اما خاندان سلطنتی همچنان تکثیر می شوند.

فاضل جلبی مدیر مرکز مطالعات انرژی در لندن و از نزدیكان سابق خاندان آل سعود معتقد است : شرایط کنونی حاکم بر جامعه عربستان مانند چهل سال قبل نیست و این بریز و بپاشها قابل قبول نیست ،این فساد و اسراف به مثابه هیزم جنبشهای مخالف است.
بر این اساس شرایط در داخل خاندان سلطنتی به گونه ای پیش می رود که جنگ و درگیری میان آنها حتمی است، زیرا این زندگی مرفه شاهزادگان به شدت احساسات مردمی را برانگیخته است.اینکه شاهزاده ای به جای اینکه چند ساعت منتظر پرواز باشد هواپیمای چند میلیون دلاری اجاره کرده است.
به نظر می رسد با وجود شرایط کنونی ، نزاع درونی خاندان سلطنتی از تحرکات مخالفان هم برای موجودیت سیستم حاکم خطرناکتر است و قبل از آنکه بهار عربی آل سعود را نابود کند عطش فساد داخلی در میان شاهزادگان این خاندان را خواهد بلعید .





طبقه بندی: وهابیت، 
برچسب ها: فسادگسترده در دربار"خائن الحرمین"!+عکس،  
دنبالک ها: فسادگسترده در دربار"خائن الحرمین"!+عکس،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 فروردین 1391 توسط chachool chachool





جنبش سبز ماسونی؟؟؟

به درخواست یکی از دوستان در این پست به رابطه ی جنبش سبز با فراماسونری می پردازیم!

برگرفته از وبسایت وعده صادق!!


نماد چشم جهان بین از  نماد های فراماسونری در تبلیغات نمایندگان جنبش سبز!!!


به دلیل حجم زیاد مطلب...
برای مطالعه به ادامه ی مطلب برید...




بقیه مطلب کلیک کن

طبقه بندی: شیطان پرستی، 
برچسب ها: رابطه ی جنبش سبز با فراماسونری!!،  
دنبالک ها: رابطه ی جنبش سبز با فراماسونری!!،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 فروردین 1391 توسط chachool chachool








                                                                           

صرفاً جهت اطلاع!!!


[تصویر: 89299875446544807448.gif]

اِنٌَ اللهَ تَوٌابُ الرٌَحِیم!!










برچسب ها: صرفاً جهت اطلاع!!!،  
دنبالک ها: صرفاً جهت اطلاع!!!،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1391 توسط chachool chachool



پاسخ:

دانشمندان مسلمان در باره این كه پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم چگونه از دنیا رفت، دیدگاه‌هاى گوناگونى دارند؛ بسیارى از علماى شیعه و سنى معتقدند كه آن حضرت را مسموم كردند و همین سم در بدن آن حضرت اثر كرده و او را به شهادت رسانده است.

حاكم نیشابورى عالم معروف اهل سنت در كتاب معتبر المستدرك على الصحیحین مى‌نویسد:

ثنا داود بن یزید الأودی قال سمعت الشعبی یقول والله لقد سم رسول الله صلى الله علیه وسلم وسم أبو بكر الصدیق وقتل عمر بن الخطاب صبرا وقتل عثمان بن عفان صبرا وقتل علی بن أبی طالب صبرا وسم الحسن بن علی وقتل الحسین بن علی صبرا رضی الله عنهم فما نرجو بعدهم.

الحاكم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای 405 هـ)، المستدرك علی الصحیحین، ج3، ص61، ح4395، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

داود بن یزید گوید كه از شعبى شنیدم كه مى‌گفت: به خدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سمّ کشته شدند و عمر و عثمان و على بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن على با سم و حسین بن على با شمشیر کشته شد.

و باز در روایت دیگر نقل مىكند:

ثنا السری بن إسماعیل عن الشعبی أنه قال ماذا یتوقع من هذه الدنیا الدنیة وقد سم رسول الله صلى الله علیه وسلم وسم أبو بكر الصدیق وقتل عمر بن الخطاب حتف أنفه وكذلك قتل عثمان وعلی وسم الحسن وقتل الحسین حتف أنفه.

سرى بن اسماعیل از شعبى نقل كرده است كه او گفت: از این دنیاى پست چه توقعى دارید؛ در حالى كه رسول خدا (ص) و ابوبكر مسموم شدند، عمر بن الخطاب، عثمان، و على (ع) كشته شدند، حسن (ع) مسموم شد و حسین (ع) ناگهانى كشته شد.

الحاكم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای 405 هـ)، المستدرك علی الصحیحین، ج3، ص67، ح4412، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

همچنین بسیارى از بزرگان اهل سنت همین مطلب را از عبد الله بن مسعود نقل كرده‌اند:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا عبد الرَّزَّاقِ ثنا سُفْیَانُ عَنِ الأَعْمَشِ عن عبد اللَّهِ بن مُرَّةَ عن أبی الأَحْوَصِ عن عبد اللَّهِ قال لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الی من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم یُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِیًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِیداً.

از عبدالله بن مسعود روایت شده است که مى‌‌گفت: اگر ۹ بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برایم محبوب‌تر است از این که یک بار قسم بخورم که او کشته نشده است؛ زیرا خداوند او را پیامبر و شهید قرار داده است.

الصنعانی، ابوبكر عبد الرزاق بن همام (متوفای211هـ)، المصنف، ج5، ص269، ح9571، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1403هـ؛

الزهری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفای230هـ)، الطبقات الكبرى، ج2، ص201، ناشر: دار صادر – بیروت؛

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص408، ح3873؛ ج1، ص434، ح4139، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛

ابن كثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای774هـ)، البدایة والنهایة، ج5، ص227، ناشر: مكتبة المعارف – بیروت؛

ابن كثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای774هـ)، السیرة النبویة، ج4، ص449، طبق برنامه الجامع الكبیر؛

السیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ)، الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج2، ص141، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

هیثمى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح.

احمد آن را نقل كرده و راویان آن، راویان صحیح بخارى هستند.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بكر (متوفای 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج9، ص34، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الكتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

حاكم نیشابورى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

 هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه.

این حدیث طبق شرائطى كه بخارى و مسلم براى صحت روایت قائل هستند، صحیح است؛ ولى آن دو نقل نكرده‌اند.

الحاكم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای 405 هـ)، المستدرك علی الصحیحین، ج3، ص60، ح4394، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

و از علماى شیعه، شیخ مفید رضوان الله تعالى علیه مى‌نویسد:

رسول الله صلى الله علیه وآله محمد بن عبد الله... وقبض بالمدینة مسموما یوم الاثنین للیلتین بقیتا من صفر....

رسول خدا صلی الله علیه وآله در روز دوشنه 28 صفر در مدینه در حالى كه مسموم شده بود، از دنیا رفت.

الشیخ المفید، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبی عبد الله العكبری البغدادی (متوفای413 هـ)، المقنعة، ص456، تحقیق و نشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین ـ قم، الطبعة: الثانیة، 1410 ه‍

مرحوم شیخ طوسى در كتاب تهذیب الأحكام مىنویسد:

محمد بن عبد الله... وقبض بالمدینة مسموما یوم الاثنین للیلتین بقیتا من صفر سنة عشرة من الهجرة.

محمد بن عبد الله (صلى الله علیه وآله وسلم )... در روز دوشنبه 28 صفر سال دهم هجرى در حالى از دنیا رفت كه مسموم شده بود.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفای460هـ)، تهذیب‏الأحكام، ج6 ص2، تحقیق: السید حسن الموسوی الخرسان، ناشر: دار الكتب الإسلامیة ـ طهران، الطبعة الرابعة،‌1365 ش.

و نیز مرحوم علامه حلى در تحریر الأحكام مى‌گوید:

محمد بن عبد الله... وقبض بالمدینة مسموما یوم الاثنین للیلتین بقینا من صفر سنة عشرین من الهجرة.

الحلی الأسدی، جمال الدین أبو منصور الحسن بن یوسف بن المطهر (متوفای 726هـ)، تحریر الأحكام، ج2 ص118، تحقیق: الشیخ إبراهیم البهادری، ناشر: مؤسسة الإمام الصادق ( علیه السلام ) ـ قم، الطبعة: الأولى، 1420 ه‍

اما این كه چه كسى و در چه زمانى آن حضرت را سمّ داده است، همانند بسیار دیگر از زوایاى زندگى آن حضرت براى ما روشن نیست.

محمد بن اسماعیل بخارى در صحیحش مى‌نویسد:

قالت عَائِشَةُ رضی الله عنها كان النبی صلى الله علیه وسلم یقول فی مَرَضِهِ الذی مَاتَ فیه یا عَائِشَةُ ما أَزَالُ أَجِدُ أَلَمَ الطَّعَامِ الذی أَكَلْتُ بِخَیْبَرَ فَهَذَا أَوَانُ وَجَدْتُ انْقِطَاعَ أَبْهَرِی من ذلك السُّمِّ.

عایشه گفته است كه رسول خدا در مریضى خود ( كه در آن از دنیا رفتند) مى‌فرمودند تا كنون درد غذایى را كه در خیبر خوردم احساس مى‌كردم و الآن زمانى است كه احساس كردم شریان‌هاى قلبم از آن پاره شده است.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج4، ص1611، ح4165، كِتَاب الْمَغَازِی، بَاب مَرَضِ النبی (ص) وَوَفَاتِهِ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

شاید برخى بگویند كه چنین مطلبى بعید به نظر مى‌رسد كه سمى بعد از چهار سال اثر كند، ضمن این كه پیامبر اسلام قبل از خوردن آن سم در جنگ خیبر از مسموم بودن گوشت گوسفند آگاه شد و از خوردن دست كشید؛ چنانچه ابن كثیر دمشقى مى‌نویسد:

وفی صحیح البخاری «عن ابن مسعود قال: لقد كنا نسمع تسبیح الطعام وهو یؤكل» یعنی بین یدی النبی وكلمه ذراع الشاة المسمومة وأعلمه بما فیه من السم

در صحیح بخارى از ابن مسعود نقل شده است كه مى‌گفت: «ما صداى تسبیح گفتن غذا را هنگامى كه رسول خدا از آن تناول مى‌فرمود، مى‌شنیدیم». یعنى در جلوى پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم. و گوشت سردست مسموم با حضرت سخن گفت و ایشان از سمى بودن خود مطلع كرد.

ابن كثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای774هـ)، البدایة والنهایة،ج 6، ص286، ناشر: مكتبة المعارف – بیروت.

در نتیجه این كه چه كسى پیامبر را سمّ داده و این سمّ در چه زمانى بوده است، براى ما به صورت دقیق روشن نیست.

و از طرف دیگر میى‌بینیم كه محمد بن اسماعیل بخارى و مسلم و بسیارى دیگر از بزرگان اهل سنت نوشته‌اند:

قالت عَائِشَةُ لَدَدْنَاهُ فی مَرَضِهِ فَجَعَلَ یُشِیرُ إِلَیْنَا أَنْ لَا تَلُدُّونِی فَقُلْنَا كَرَاهِیَةُ الْمَرِیضِ لِلدَّوَاءِ فلما أَفَاقَ قال أَلَمْ أَنْهَكُمْ أَنْ تَلُدُّونِی قُلْنَا كَرَاهِیَةَ الْمَرِیضِ لِلدَّوَاءِ فقال لَا یَبْقَى أَحَدٌ فی الْبَیْتِ إلا لُدَّ وأنا أَنْظُرُ إلا الْعَبَّاسَ فإنه لم یَشْهَدْكُمْ.

عایشه گفته است در دهان رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم در زمان مریضى ایشان به زور دوا ریختیم، پس با اشاره به ما فهماندند كه به من دوا نخورانید،‌ ما با خود گفتیم این از آن جهت است كه مریض از دوا بدش مى‌آید و وقتى حضرت بهتر شد، فرمودند: آیا من شما را از این كه به من دوا بخورانید نهى نكردم ؟ پس فرمودند: باید در دهان هر كسى كه در این خانه است،‌ در جلوى چشم من دوا ریخته شود؛ غیر از عباس كه او شاهد ماجرا نبوده است.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج4، ص1618، ح4189، كِتَاب الْمَغَازِی، بَاب مَرَضِ النبی (ص) وَوَفَاتِهِ؛ ج5، ص2159، ح5382، كِتَاب الطِّبِّ، بَاب اللَّدُودِ؛ ج6، ص2524، ح6492،كِتَاب الدِّیَاتِ، بَاب الْقِصَاصِ بین الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ فی الْجِرَاحَاتِ؛ ج6، ص2527، ح6501، بَاب إذا أَصَابَ قَوْمٌ من رَجُلٍ هل یُعَاقِبُ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987؛

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای261هـ)، صحیح مسلم، ج4، ص1733، ح2213، كِتَاب السَّلَامِ، بَاب كَرَاهَةِ التَّدَاوِی بِاللَّدُودِ، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

نكته جالب توجه این است كه بخارى این حدیث را در كتاب دیات، باب قصاص نقل كرده است

ابن حجر عسقلانى در شرح این روایت مى‌نویسد:

(قوله لددناه) أی جعلنا فی جانب فمه دواه بغیر اختیاره وهذا هو اللدود.

این كه گفته: «لددنا» یعنى این كه ما در دهان آن حضرت بدون این كه اختیارى داشته باشد (بازور) دوا ریختیم.

در این جا چند سؤال از برادران اهل سنت داریم كه امید است پاسخ بدهند:

1. چرا عایشه و كسانى كه در آن‌جا حضور داشتند، حرف پیامبر را گوش نكردند و على رغم نهى آن حضرت، دارو را با زور در حلق آن حضرت ریختند ؟ مگر نه این كه قرآن كریم مى‌فرماید:

وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. الحشر / 7.

هر دستورى كه رسول به شما داد اطاعت كنید و از هر گناهى نهیتان كرد آن را ترك كنید، و از خدا بترسید كه خدا عقابى سخت دارد.

2. چرا عایشه پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم را با دیگر مریض‌ها یكسان مى‌بیند ؟ مگر نه این كه خداوند مى‌‌فرماید:

وَمَا یَنطِقُ عَنِ الهَْوَى‏. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْى یُوحَى‏. النجم / 3 و 4.

هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏گوید و آنچه مى‏گوید چیزى جز وحیى كه به وى مى‏شود نیست.

چرا فكر كرد كه هر مریضى حتى پیامبر خوردن دوا را دوست ندارد؟

آیا پیامبر اسلام به اندازه اطرافیان درك نمى كرد كه چه چیزى براى او خوب است و چه چیزى بد ؟ یا این كه اطرافیان مى‌خواستند با انجام این عمل، همان سخن افرادى را تكرار كنند كه به هنگام درخواست قلم و كاغذ به پیامبر گرامى (ص) نسبت هذیان دادند ؟

و از همه عجیب‌تر این است كه نقل كرده‌اند: پیامبر اسلام بعد از این كه به هوش آمد، دستور داد به همه آن‌ها كه به زور به حضرت دوا داده بودند، از همان دوا بخورانند غیر از عمویش عباس ! چرا پیامبر اسلام همه را مجازات مى‌كند ؟ مگر قرآن كریم نفرموده:

وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏. الأنعام / 164 و الأسراء /15 و فاطر 18 و الزمر / 7.

هیچ گنهكارى بار گناه دیگرى را بر دوش نمى‏كشد.

با این تفاصیل باید براى مظلومیت آقا رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم بیش از همه اشك ریخت كه در میان امت خود و حتى در خانه خود بیش از همه مظلوم بوده است.
Source:




طبقه بندی: شیعه و سنی ها.....، 
برچسب ها: آیا پیامبر اسلام صل الله علیه و اله مسموم از دنیا رفت ؟،  
دنبالک ها: آیا پیامبر اسلام صل الله علیه و اله مسموم از دنیا رفت ؟،  






پاسخ:

بسیارى از بزرگان اهل سنت نقل كرده‌اند كه خلیفه دوم براى یادگرفتن سوره بقره دوازده سال زحمت كشیده است و وقتى موفق شد، شترى را به عنوان شكرانه آن قربان كرد.

بیهقى در شعب الإیمان، قرطبى در تفسیر خود، ابن عساكر در تاریخ مدینه دمشق، ذهبى در تاریخ الإسلام، سیوطى در تنویر الحوالك و الدر المنثور، زرقانى در شرح خود بر موطأ مالك، كتانى در نظام الحكومة و ... نوشته‌اند:

وَأَخْبَرَنَا أَبُو الْحُسَیْنِ بْنُ الْفَضْلِ الْقَطَّانُ، ثنا أَبُو عَلِیٍّ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الصَّوَّافُ، ثنا بِشْرُ بْنُ مُوسَى أَبُو بِلالٍ الأَشْعَرِیُّ، ثنا مَالِكُ بْنُ أَنَسٍ، عَنْ نَافِعٍ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قَالَ: " تَعَلَّمَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ الْبَقَرَةَ فِی اثْنَتَیْ عَشْرَةَ سَنَةً، فَلَمَّا أَتَمَّهَا، نَحَرَ جَزُورًا "

از عبد الله بن عمر نقل شده است كه گفت: عمر بن خطاب، دوازده سال طول كشید تا سوره بقره را یاد بگیرد، وقتى تمام كرد، شترى را ذبح نمود.

البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسی ابوبكر (متوفای458هـ)، شعب الإیمان، ج2، ص1954، تحقیق: محمد السعید بسیونی زغلول، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1410هـ؛

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج1، ص40، ناشر: دار الشعب – القاهرة؛

ابن عساكر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفای571هـ)، تاریخ مدینة دمشق وذكر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل، ج44، ص286، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1995؛

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج3، ص267، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م؛

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ)، تنویر الحوالك شرح موطأ مالك، ج1، ص162، ناشر: المكتبة التجاریة الكبرى ـ مصر، 1389هـ ـ 1969م؛

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ)، الدر المنثور، ج1، ص54، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1993؛

الزرقانی، محمد بن عبد الباقی بن یوسف (متوفای1122هـ) شرح الزرقانی علی موطأ الإمام مالك، ج2، ص27، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ؛

الكتانی، عبد الحی بن عبد الكبیر (متوفای1383هـ)، نظام الحكومة النبویة المسمی التراتیب الإدرایة، ج2، ص280، ناشر: دار الكتاب العربی – بیروت.

بررسی سند روایت:

أَبُو الْحُسَیْنِ بْنُ الْفَضْلِ الْقَطَّانُ:

خطیب بغدادى در باره او مى‌نویسد:

محمد بن الحسین بن محمد بن الفضل بن یعقوب بن یوسف بن سالم أبو الحسین الأزرق القطان... كتبنا عنه وكان ثقة .

محمد بن الحسین القطان، من از او روایت نوشته‌ام، و ثقه بوده است.

البغدادی، ابوبكر أحمد بن علی بن ثابت الخطیب (متوفاى463هـ)، تاریخ بغداد، ج 2، ص249، رقم: 718، ناشر: دار الكتب العلمیة – بیروت.

شم الدین ذهبى مى‌نویسد:

محمد بن الحسین بن محمد بن الفضل الأزرق . أبو الحسین القطان ، بغدادی ، ثقة مشهور.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 28، ص391 ، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

أَبُو عَلِیٍّ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الصَّوَّافُ:

خطیب بغدادى او را این چنین ستوده است:

140 محمد بن أحمد بن الحسن بن إسحاق بن إبراهیم بن عبد الله أبو علی المعروف بابن الصواف ... وكان ثقة مأمونا من أهل التحرز ما رأیت مثله فی التحرز.

محمد بن احمد بن الحسن، مشهور به ابن صواف، ثقه، مورد اطمینان و اهل تقوى بود، من در تقوى همانند او را ندیدم.

تاریخ بغداد ج1، ص289

بِشْرُ بْنُ مُوسَى:

بشر بن موسى . ابن صالح بن شیخ بن عمیرة الامام الحافظ الثقة المعمر أبو علی الأسدی البغدادی .

قال الخطیب كان ثقة امینا عاقلا ركینا.

قال أبو بكر الخلال الفقیه كان أحمد بن حنبل یكرم بشر بن موسى وكتب له إلى الحمیدی إلى مكة . وقال الدارقطنی ثقة.

بشر بن موسى، پیشوا، حافظ (كسى كه یك صد هزار حدیث حفظ است) داراى عمر طولانى بود.

خطیب در باره او گفته: او ثقه، امین، عاقل و استوار بود.

ابوبكر خلال فقیه گفته: احمد بن حنبل، بشر بن موسى را احترام مى‌كرد. دارقطنى گفته: ثقه بود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج13، ص352 ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .

أَبُو بِلالٍ الأَشْعَرِیُّ:

ذهبى از او با عنوان ، امام ، محدث و یكى از علماى كوفه یاد كرده است.

أبو بلال الأشعری . الإمام المحدث أحد علماء الكوفة.

سیر أعلام النبلاء ج10 ص582 .

ابن حبان، نام او را در زمره ثقات آورده است.

أبو بلال الأشعری من أهل الكوفة یروى عن قیس بن الربیع والكوفیین روى عنه أهل العراق اسمه مرداس.

التمیمی البستی، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى354 هـ)، الثقات، ج9، ص199، رقم: 15992، تحقیق السید شرف الدین أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، 1395هـ – 1975م.

مَالِكُ بْنُ أَنَسٍ:

مالك بن أنس، یكى از ائمه اربعه اهل سنت و رئیس مذهب مالكى‌ها است، در وثاقت او هیچ تردیدى نیست؛ چنانچه ابن حجر مى‌گوید:

مالك بن أنس بن مالك بن أبی عامر بن عمرو الأصبحی أبو عبد الله المدنی الفقیه إمام دار الهجرة رأس المتقنین وكبیر المتثبتین حتى قال البخاری أصح الأسانید كلها مالك عن نافع عن بن عمر من السابعة مات سنة تسع وسبعین وكان مولده سنة ثلاث وتسعین وقال الواقدی بلغ تسعین سنة ع .

مالك بن أنس، فقیه و پیشواى مردم مدینه، برتر از همه افراد استوار و بزرگ‌تر از همه افراد مورد اعتماد بود؛ تا آن جا كه بخارى گفته: صحیح‌ترین تمام سند‌ها، روایت مالك از نافع از عبد الله بن عمر است.

تقریب التهذیب ج1، ص516، رقم: 6425

نَافِعٍ:

نافع، غلام عبد الله بن عمر است، ابن حجر مى‌گوید كه او ثقه، استوار، فقیه و مشهور بود:

نافع أبو عبد الله المدنی مولى بن عمر ثقة ثبت فقیه مشهور من الثالثة مات سنة سبع عشره ومائة أو بعد ذلك ع .

تقریب التهذیب ج1، ص559، رقم: 7086

ابْنِ عُمَرَ:

عبد الله بن عمر، صحابى.

*****

نتیجه آن كه در صحت این روایت هیچ تردیدى نیست و ثابت مى‌كند كه خلیفه دوم تنها براى یادگرفتن سوره بقره، دوازده سال وقت گذاشته است.

البته مشخص نیست كه این یادگرفتن به معنای حفظ كردن آن است یا به معنای یادگرفتن خواندن متن آن.

 

موفق باشید
Source:






طبقه بندی: شیعه و سنی ها.....، 
برچسب ها: آیا واقعیت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال یاد گرفته است؟،  
دنبالک ها: آیا واقعیت دارد كه عمر بن خطاب، سوره بقره را در مدت دوازده سال یاد گرفته است؟،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط chachool chachool





                     

به گزارش شیعه آنلاین، شیخ «احمد الکبیسی» از چهره های اهل سنت عراقی تبار که چند سالی است در کشور امارات متحده عربی اقامت دارد، در جدید ترین برنامه از سلسله برنامه های تلویزیونی خود، «معاویه بن ابی سفیان» را به شدت مورد حمله و انتقاد قرار داد.
 
این چهره سرشناس سنی مذهب در ادامه افزود: انسان مسلمان نمی تواند به طور همزمان هم «معاویه بن ابی سفیان» را دوست داشته باشد و هم «علی بن ابی طالب» زیرا نمی شود در یک زمان مدافع قاتل و مقتول بود.
 
«احمد الکبیسی» همچنین گفت: «معاویه بن ابی سفیان» فردی "مرتد" و خارج شده از اسلام بود و مدافعان او "ناصبی" هستند، بر همین اساس این پرسش مطرح می شود که چگونه انسان مسلمان می تواند در یک زمان هم مدافع اهل بیت پیامبر باشد و هم مدافع دشمنان اهل بیت؟
 
وی در ادامه افزود: بخدا «معاویه بن ابی سفیان» مصیبت این امت بنابراین نباید او را "آقا" و "سرور" بنامیم. خداوندا مرا با علی محشور کن و دوستداران معاویه را با معاویه.
 
گفتنی است در پی انتشار گسترده اظهارات این چهره سرشناس اهل سنت، «محمد بن راشد آل مکتوم» حاکم دبی دستور داد پخش سلسله برنامه های وی که از شبکه تلویزیونی دبی پخش می شد، برای همین متوقف شود.
 
شبکه تلویزیونی دبی نیز روز گذشته با صدور بیانیه ای رسمی از شیخ «احمد الکبیسی» اعلام برائت کرد و اظهارات او را "شخصی" خواند.

 علاقمندان بر دیدن فیلم اظهارات این شیخ سنی مذهب به آدرس www.youtube.com/watch?v=pi0mtwMjhic مراجعه کنند.
Source:


شما دوستان می توانید این ویدیو رو که خودمان آپلود کردیم  مشاهده و دانلود کنید:

                                                
[]













                برای دانلود این کلیپ تصویری بر روی عکس زیر کلیک کنید:


                 




طبقه بندی: شیعه و سنی ها.....، 
برچسب ها: حمله شدید چهره سرشناس اهل سنت به معاویه،  
دنبالک ها: حمله شدید چهره سرشناس اهل سنت به معاویه،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط chachool chachool







پاسخ :

جواب اجمالی:
دعای ندبه از دعاهایی است كه با سند معتبر از جانب امام معصوم برای ما نقل شده است و این مطلب را برخی از بزرگترین علمای حدیث و روایت شیعه نقل نموده‌اند.
جواب تفصیلی:
1. این دعا را سیّد جلیل صاحب مناقب و مفاخر، سیّد رضی‌الدین علی بن طاووس (ره)، كه از اعلام قرن هفتم هجری قمری است و از رجال بزرگ شیعه و صاحب كتب و تألیفات بسیاری است، در كتاب «اقبال»[1] خویش و در كتاب مصباح الزائر فصل هفتم (نسخة خطی)، و شیخ جلیل محمّد بن جعفر بن مشهدی حائری از اعلام قرن ششم هجری در كتاب مزار معروف به مزار محمّد بن المشهدی كه علامة مجلسی آن را «مزار كبیر» نامیده است،[2] نقل كرده‌اند و همچنین در مزار قدیم، كه ظاهراً از مؤلفات قطب‌الدین راوندی است، نقل شده است. نقل این دعا در مثل هر یك از این سه كتاب، دلیل این است كه این شخصیتهای بزرگ و معتبر و حدیث‌شناس، این دعا را معتبر شناخته‌اند.
2. پیش از این سه بزگوار، شیخ جلیل ثقه، ابوالفرج محمّد بن علی ‌بن یعقوب بن اسحاق بن ابی قرّة قنانی، معاصر نجاشی و از بزرگان قرن پنجم هجری‌قمری در كتاب دعائی كه شیخ محمّد بن المشهدی در كتاب مزار و سیّد بن طاووس در مصباح الزائر و اقبال، از آن بسیار نقل كرده‌اند و مورد اعتماد آنها بوده است و همچنین از مأخذ كتاب مزار قدیم می‌باشد، این دعا را روایت كرده است و در كتبی مثل «رجال نجاشی»[3] و «علاّمه»[4]، توثیق شده است و نقل ایشان دلیل بر اعتبار دعا می‌باشد و بلكه استجاب خواندن آن را در اعیاد اربعه تأیید كرده است.
3. شیخ جلیل ثقه، ابوجعفر محمّد بن الحسین بن سفیان یَزوفَری[5] در كتاب دعای خود، دعای ندبه را روایت كرده است و ایشان از مشایخ شیخ مفید رضوان الله علیهما است كه برحسب اسانید روایات كتاب أمالی شیخ ابی علی طوسی، شیخ مفید از او بسیار روایت كرده و برای او طلب رحمت نموده است و محدث نوری در خاتمه مستدرك[6] او را چهل و دومین شیخ از مشایخ شیخ مفید شمرده و وثاقت و جلالت قدر او را گواهی فرموده است، این شیخ جلیل نیز استحباب خواندن این دعا را صریحاً فتوا داده است.[7] اگر كسی بگوید: «محمّد بن الحسین بزوفری در عصر ائمه نبوده تا از امام این دعا را اخذ كرده باشد، معلوم نیست از چه كسی و از كجا این دعا را گرفته است». جواب می‌دهیم؛ مگر كسی گفته است محمّد بن الحسین بزوفری این دعا را بدون واسطه از امام معصوم روایت كرده است، مگر لازم است هركسی كه روایتی را از امام معصوم نقل می‌كند، معاصر با ائمه اطهار باشد. مگر نمی‌شود حدیثی را با سند در كتاب خود روایت كرده باشد، یا روایت معتبر و مسلّمی را با حذف سند و به طور ارسال نقل نماید، بلكه چون در آن اعصار كه نزدیك به عصر ائمه بوده و رسم براین نبوده كه در كتاب‌ها روایتی را بدون سند بیاورند و اگر هم بدون سند می‌آوردند، عین متن را ذكر می‌كردند. اطمینان حاصل است كه یا این دعا در كتاب بزوفری با سند بوده و پس از این‌كه از كتاب او نقل شده، از روی مسامحه نقل سند آن را نكرده‌اند، یا این‌كه آن قدر معروف و مشهور بوده كه بزوفری هم خود را از ذكر سند آن بی‌نیاز می‌شمرده است. بنابراین می‌توان حدس زد كه خواندن این دعا در اعصار نزدیك به عصر ائمه ـ علیه السّلام ـ و غیبت صغری هم، مثل عصر ما بین شیعه متداول و مرسوم بوده است.
4 . علاّمه مجلسی، با دقّت و تتبّع و احاطه و اطلاع وسیع و فوق‌العاده‌ای كه اخبار و احادیث، رجال روایات و معرفت اساتید دارد علاوه برآن كه در كتاب‌هایی مثل «بحارالانوار[8]، تحفة الزائر چاپ سنگی» كه در مقدمه به اعتبار سند ادعیة آن شهادت داده است، نقل فرموده: صریحاً و بالخصوص، اعتبار سند دعای ندبه را كه منتهی به حضرت امام حعفر صادق ـ علیه السّلام ـ می‌شود، تصدیق فرموده و عبارت این نابغة‌ جهان علم، در كتاب زادالمعاد این است: «و امّا دعای ندبه كه مشتمل بر عقائد حقه و تأسف بر غیبت حضرت قائم (عج) به سند معتبر، از حضرت امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ منقول است، كه سنّت است این دعای را در چهار عید بخوانید یعنی: جمعه، عید فطر، عید قربان، عید غدیر»[9] و حتماً این محقق عظیم‌الشأن چنین كلام صریح و شهادت محكمی را بدون مأخذ و مصدر معتبر، نفرموده است. علاوه برایشان سیّد جلال علاّمه صدر‌الدین محمّد طباطبایی یزدی متوفی 1154 هجری نیز در ابتدای شرحی كه بر دعای ندبه مرقوم فرموده. استناد به روایت مرویه از امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ نموده است. پس با این ادلّة عامه مسلّم و ثابت محل هیچ‌گونه اشكالی نمی‌باشد و محتاج به تمسّك به اخبار «من بلغ» نمی‌باشد.
برای مطالعه بیشتر به كتاب:
1. «امامت و مهدویت» بخش «فروغ ولایت در دعای ندبه»، نوشتة آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی دربارة شهادت دعای ندبه مراجعه شود. (ص 253 ـ 350).

[1] . سیّد بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 295 ـ 299.
[2] . محمّدبن المشهدی، مزاركبیر، دعای صدو هفتم، (نسخة خطی).
[3] . محمد بن عمر بن عبدالعزیز المعروف بالكشی، رجال كشی، ص 282، رجال نجاشی، ص 283.
[4] . حسن بن یوسف بن مطهر معروف به علامه حلّی، رجال علامه، ص 164، رجال علاّمه، ص 164.
[5] . بزوفر به فتح باء و فاء، ده بزرگی است از توابع قوسان در نزدیكی واسط و بغداد، در كنار نهر موفقی در غرب دجله (معجم البلدان)، ج2، ص 166.
[6] . محدث نوری، مستدرك، ج3، ص 521.
[7] . مرحوم استاد اعظم، آیت الله بروجردی (ره) كه در علم رجال و حدیث مانند سایر علوم یگانه بی‌نظیر بود می‌فرمود: یكی از طرق معروف رجال شخصیت تلامذه و شاگردان آنها است كه وقتی شخصیتی مثل مفید از كسی كثیرالروایه بود و قدحی در او نشده است، اماره بر آن است كه او مورد وثوق و اعتماد است.
[8] . مجلسی، بحارالانوار، ج102، ص 104 ـ 110.
[9] . مجلسی، زادالمعاد، ص 491.
Source:



طبقه بندی: شیعه و سنی ها.....، 
برچسب ها: آیا دعای ندبه از زبان امام معصوم صادر شده است؟،  
دنبالک ها: آیا دعای ندبه از زبان امام معصوم صادر شده است؟،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط chachool chachool






متاسفانه وبلاگ بنده را در بلاگفا با محتویاتی که در اینجا می بینید مسدود کردند . ای کاش قانون در برابر همه یکسان بود و ای کاش قانون برای همه بود .
 اشکالی ندارد این کار سندی دیگر بر حقانیت اهل سنت و جماعت  است باز هم ترسیدند که مردم حقایق رابفهمند اما خداوند پشت ماست با اینکه وبلاگ بنده در مقابل سایتهای بزرگ اهل سنت وجماعت  حرف آنچنانی برای گفتن ندارد اما از همین سخنان اندک این حقیر نیز ترسیدند یک بار دیگر این مذهب تو خالی به خود لرزید که مبادا مردم حقیقت شرک و غصب خلافت و شهادت فاطمه  و عصمت امامان و خرافات امام زمان و توهین به امهات المومنین و لعن برتین خلفا را بفهمند .
پاسخ شیعه به گفته این برادر:
برادر عزیز سنی شما نگران نباشید حق به حق دار می رسد و خدایی بالای سر هست.شما فیلتر شدن سایت خودتان را سند بر حقانیت اهل سنت می دانید حالا چند سوال را مطرح می کنیم 1- در عربستان به تازگی منتشر شده با دستور پادشاه عربستان کلیساهای اهل مسیح را خراب کردند حالا چه دارید بگویید؟؟؟ در صورتی که در ایران عکس این قضیه هست  2- اینقدر زود برداشت نکنید در صورتی که در عربستان حتی یکدانه کتاب اهل شیعه در کتابخانه سنی ها جرم است!!!!! در صورتی که اگر چشم هایتان را خوب باز کنید و همه حقایق را جست و جو کنید و بیان کنید متوجه می شود در حتی قم و در تمام مدارس طلاب کشور کتب اهل تسنن وجود دارد فکر کنم هنوز معنی ترسو رو متوجه نشدین شدین...؟!!!!!  3 -شما که مدعی ادب و دمکراسی بیان هستین چطور حتی نتوانستید یک نمونه نفوذ معنوی ابوبکر و عمر را پیدا کنید که در برابر عظمت ائمه اطهار علیه السلام پوچ است آنوقت نام خود را به ما منتصب می کنید....؟!

 اما به حول و قوه الهی این بار با قدرتی چند برابر این مسیر را خواهیم پیمود تا با دلایل روشن دوستی بین خلفای راشدین و اهل بیت و امهات المومنین را ثابت کنیم و چهره  کسانی را که فقط به دنبال  کینه و دشمنی صحابه وشخصیت های بزرگ صدر اسلام بوده اند را به عموم نشان دهیم :

جواب اهل شیعه:
ما در پست هایی برای اولین بار با کمک خدای متعال اثبات کردیم که طبق سوره جن موجوداتی که حتما مقامشان پیش خدای متعال عزیز و گرامی است طبق سوره جن وجود دارند که جهنم و بهشت دارند و  ثابت کردیم عمر آن ها طولانی است و ثابت کردیم اگر اینگونه باشد قضیه غدیرخم را درک کرده اند پس همه آن ها شیعه هستند و سنی ندارند،اگر می توانید منابعی بیاورید که یک نمونه از نفوذ خلفای طراز اولتان به دیدار اجنه با آن ها بپردازد در صورتی که طبق اثبات، تنها انسان های پاک یعنی ائمه اطهار علیه السلام می توانند بدون احظار و با اذن خدای متعال ان ها را ببینند شما یک نمونه مثال بزنید که اجنه ها پیش ابوبکر و عمر وعایشه رفته اند.........؟؟؟!!!  اگر می توانید شما  ثابت کنید که جن سنی هم داریم و اگر خواستید آدرس دهید تا موکلی مسلمان  از اجنه احظار کنیم تا از زبان خودشان متوجه شوید منتظر پاسخ شما اهل تسنن هستیم.یامولا علی علیه السلام یا حق




طبقه بندی: شیعه و سنی ها.....، 
برچسب ها: جواب شیعه به مظلوم گرایی یک سنی،  
دنبالک ها: جواب شیعه به مظلوم گرایی یک سنی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط chachool chachool






سوره: یوسف

قَالَ یَا بُنَیَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْیَاكَ عَلَىٰ إِخْوَتِكَ فَیَكِیدُوا لَكَ كَیْدًا ۖ إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ

گفت: «فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن، که برای تو نقشه (خطرناکی) می‌کشند؛ چرا که شیطان، دشمن آشکار انسان است! ﴿٥﴾






طبقه بندی: آیات جالب قرآن، 
برچسب ها: دشمنی آشکار شیطان لعنت الله علیه و آله با انسان،  
دنبالک ها: دشمنی آشکار شیطان لعنت الله علیه و آله با انسان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط chachool chachool





سوره: یوسف

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، شاید شما درک کنید (و بیندیشید)! ﴿٢﴾






طبقه بندی: آیات جالب قرآن، 
برچسب ها: قرآن را درک کنید......،  
دنبالک ها: قرآن را درک کنید......،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط chachool chachool




         

سوره: هود

وَلِلَّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَیْهِ یُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَیْهِ ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

و (آگاهی از) غیب (و اسرار نهان) آسمانها و زمین، تنها از آن خداست؛ و همه کارها به سوی او بازمی‌گردد! پس او را پرستش کن! و بر او توکّل نما! و پروردگارت از کارهایی که می‌کنید، هرگز غافل نیست! ﴿١٢٣﴾






طبقه بندی: آیات جالب قرآن، 
برچسب ها: درهر کاری بر خدای متعال توکل کنید،  
دنبالک ها: درهر کاری بر خدای متعال توکل کنید،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط chachool chachool


  

              
سوره: هود

وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً ۖ وَلَا یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ

و اگر پروردگارت می‌خواست، همه مردم را یک امّت (بدون هیچ گونه اختلاف) قرار می‌داد؛ ولی آنها همواره مختلفند... ﴿١١٨﴾


وَقُل لِّلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُونَ

و به آنها که ایمان نمی‌آورند، بگو: «هر چه در قدرت دارید، انجام دهید! ما هم انجام می‌دهیم! ﴿١٢١﴾


وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ

و انتظار بکشید! ما هم منتظریم! ﴿١٢٢﴾






طبقه بندی: شیعه و سنی ها.....، 
برچسب ها: گفته ای از خدای متعال برای اهل تسنن و تمام فرقه ها........،  
دنبالک ها: گفته ای از خدای متعال برای اهل تسنن و تمام فرقه ها........،  




پاسخ:

روایات متعددى با این مضمون در منابع اهل سنت با سند‌هاى معتبر نقل شده است كه ما در این مقاله تنها به یك روایت اشاره و سند آن را تصحیح خواهیم كرد.

عمرو بن أبى عاصم در كتاب السنة خود مى‌نویسد:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، حَدَّثَ نَا یَحْیَى بْنُ حَمَّادٍ، حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ، عَنْ یَحْیَى بْنِ سُلَیْمٍ أَبِی بَلْجٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مَیْمُونٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): ...

وَخَرَجَ النَّاسُ فِی غَزْوَةِ تَبُوكَ، فَقَالَ عَلِیٌّ: أَخْرُجُ مَعَكَ، قَالَ: «لا»، قَالَ: فَبَكَى، قَالَ: «أَفَلا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى، إِلا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ، وَأَنْتَ خَلِیفَتِی فِی كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی».

ابن عباس از رسول خدا (ص) نقل مى‌كند كه مردم به جنگ تبوك رفتند، على (ع) به رسول خدا (ص) عرض كرد، من هم با شما خارج شوم؟ فرمود: خیر . ابن عباس گفت: پس على (ع) گریه كرد. رسول خدا فرمود: آیا راضى نمى‌شوى كه منزلت تو براى من همانند منزلت هارون براى موسى باشد، جز این كه تو پیامبر نیستى و این كه تو بعد از من ، جانشین من در میان همه مؤمنان هستی؟

الشیبانی، عمرو بن أبی عاصم الضحاك (متوفاى242هـ)، السنة، ج 2، ص603 ، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ.

نسائى در خصائص امیرمؤمنان علیه السلام، با همان سند و با این تعبیر نقل كرده است:

أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، قَالَ: حَدَّثَنَا یَحْیَى بْنُ حَمَّادٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْوَضَّاحُ ، وَهُوَ أَبُو عَوَانَةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا یَحْیَى، قَالَ: حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ مَیْمُونٍ، قَالَ: " إِنِّی لَجَالِسٌ إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ... .

وَخَرَجَ بِالنَّاسِ فِی غَزْوَةِ تَبُوكَ، فَقَالَ عَلِیٌّ: أَخْرُجُ مَعَكَ؟ فَقَالَ: لا، فَبَكَى، فَقَالَ: أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى، إِلا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ؟ ثُمَّ قَالَ: أَنْتَ خَلِیفَتِی، یَعْنِی فِی كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی.

النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفاى303 هـ)، خصائص امیرمؤمنان علی بن أبی طالب، ج 1، ص50 ، تحقیق: أحمد میرین البلوشی، ناشر: مكتبة المعلا - الكویت الطبعة: الأولى، 1406 هـ.
بررسی سند روایت:
عمرو بن أبی عاصم:

عمرو بن الضحاك، نویسنده كتاب، هر چند كه به اندازه پسرش (احمد بن عمرو بن الضحاك، نویسنده الآحاد والمثانی) مشهور نیست؛ ولى او از اساتید ابن ماجه قزوینى است و بزرگان اهل سنت او را توثیق كرده‌اند.

ابن حجر عسقلانى در شرح حال او مى‌نویسد:

عمرو بن الضحاك بن مخلد البصری ولد أبی عاصم النبیل ثقة كان على قضاء الشام من الحادیة عشرة مات سنة اثنتین وأربعین ق .

عمرو بن الضحاك، ثقه است و از سال یازدهم (قرن سوم) قاضى شام بوده است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب التهذیب، ج1 ص423، رقم:5052 ، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

و ابن حبان شافعى در باره او مى‌گوید:

عمرو بن أبى عاصم النبیل یروى عن أبیه ثنا عنه محمد بن الحسن بن قتیبة وغیره من شیوخنا كان على قضاء الشام مستقیم الحدیث.

عمرو بن أبى عاصم، كه از پدرش روایت شنیده ، محمد بن الحسن و دیگر بزرگان ما از او روایت نقل كرده‌اند و قاضى شام بوده، احادیثش درست است.

التمیمی البستی، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى354 هـ)، الثقات، ج 8   ص 486، رقم: 14580، تحقیق السید شرف الدین أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، 1395هـ – 1975م.
محمد بن المثنى :

از روات بخارى، مسلم و سایر صحاح سته، ذهبى او را این چنین مى‌ستاید:

محمد بن المثنى أبو موسى العنزی الحافظ عن بن عیینة وعبد العزیز العمی وعنه الجماعة وأبو عروبة والمحاملی ثقة ورع مات 252 ع .

محمد بن موسى، حافظ (كسى كه یك صد هزار حدیث حفظ است)، ثقه و پرهیزگار بود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، الكاشف فی معرفة من له روایة فی الكتب الستة، ج2 ص214، رقم: 5134 ، تحقیق محمد عوامة، ناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامیة، مؤسسة علو - جدة، الطبعة: الأولى، 1413هـ - 1992م.

ابن حجر در باره او مى‌گوید:

محمد بن المثنى بن عبید العنزی بفتح النون والزای أبو موسى البصری المعروف بالزمن مشهور بكنیته وباسمه ثقة ثبت من العاشرة وكان هو وبندار فرسی رهان وماتا فی سنة واحدة ع .

محمد بن المثنى، ثقه و استوار بود.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب التهذیب، ج1 ، ص505، رقم: 6264 ، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.
یحیى بن حماد:

از روات بخارى، مسلم و سایر صحاح سته، ذهبى در شرح حال او مى‌نویسد:

یحیى بن حماد الشیبانی مولاهم ختن أبی عوانة وراویته له عن عكرمة بن عمار وشعبة وعنه البخاری والدارمی والكدیمی ثقة متأله توفی 215 خ م ت س ق

یحیى بن حماد از عكرمه بن عمار و شعبه روایت شنیده و بخارى، دارمى و كدیمى از او نقل كرده، مورد اعتماد و خدا شناس بود.

الكاشف ج2 ص364، رقم: 6158

ابن حجر عسقلانى مى‌گوید:

یحیى بن حماد بن أبی زیاد الشیبانی مولاهم البصری ختن أبی عوانة ثقة عابد من صغار التاسعة مات سنة خمس عشرة خ م خد ت س ق .

یحیى بن حماد، مورد اعتماد و عابد بود.

تقریب التهذیب ج1 ص589، رقم:‌7535
أَبُو عَوَانَةَ، وضّاح بن عبد الله

از روات، بخارى، مسلم و سایر صحاح سته، ذهبى او را «ثقه» و «متقن» مى‌داند:

وضاح بن عبد الله الحافظ أبو عوانة الیشكری مولى یزید بن عطاء سمع قتادة وابن المنكدر وعنه عفان وقتیبة ولوین ثقة متقن لكتابه توفی 176 ع

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، الكاشف فی معرفة من له روایة فی الكتب الستة، ج2 ص349، رقم:6049، تحقیق محمد عوامة، ناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامیة، مؤسسة علو - جدة، الطبعة: الأولى، 1413هـ - 1992م.

ابن حجر نیز مى‌نویسد:

وضاح بتشدید المعجمة ثم مهملة الیشكری بالمعجمة الواسطی البزاز أبو عوانة مشهور بكنیته ثقة ثبت من السابعة مات سنة خمس أو ست وسبعین ع

وضاح، ثقه، استوار و از طبقه هفتم روات بود.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب التهذیب،ج1، ص580، رقم: 7407، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.
أَبِو بَلْجٍ، یحیى بن سلیم بن بلج:

مزى در تهذیب الكمال مى‌نویسد:

أبو بلج الفزاری الواسطی، ویُقال: الكوفی، وهو الكبیر، اسمه: یحیى بن سلیم بن بلج...

قال إسحاق بن منصور، عن یحیى بن مَعِین: ثقة. وكذلك قال محمد بن سعد، والنَّسَائی، والدار قطنی. وقَال البُخارِیُّ: فیه نظر. وَقَال أبو حاتم: صالح الحدیث، لا بأس به.

ابوبلج فزارى، اسحاق بن منصور از یحیى بن معین نقل كرده است كه او «ثقه» است، همچنین محمد بن سعد، نسائى و دارقطنى او را توثیق كرده‌اند. بخارى گفته: در او اشكال است، ابوحاتم گفته: حدیثش صالح است و در خود او اشكالى نیست.

المزی، ابوالحجاج یوسف بن الزكی عبدالرحمن (متوفاى742هـ)، تهذیب الكمال،ج33، ص162، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.

ذهبى در كتاب الكاشف در باره او مى‌نویسد:

أبو بلج الفزاری یحیى بن سلیم أو بن أبی سلیم عن أبیه وعمرو بن میمون الأودی وعنه شعبة وهشیم وثقه بن معین والدارقطنی وقال أبو حاتم لا بأس به وقال البخاری فیه نظر 4

یحیى بن سلیم، یحیى بن معین و دارقطنى او را توثیق كرده‌اند،‌ ابوحاتم گفته: اشكالى در او نیست و بخارى گفته: در او اشكالى است.

الكاشف ج2 ص414، رقم:6550

و ابن حجر در لسان المیزان مى‌گوید:

یحیى بن سلیم ان أبو بلج الفزاری عن عمرو بن میمون وعنه شعبة وهشیم وثقه بن معین والنسائی والدارقطنی.

یحیى بن معین، نسائى و دارقطنى او را توثیق كرده‌اند.

لسان المیزان ج7 ص432، رقم:5209

و در تقریب التهذیب او را صدوق دانسته؛ اما گفته است كه برخى وقت‌ها اشتباه مى‌كرده:

أبو بلج بفتح أوله وسكون اللام بعدها جیم الفزاری الكوفی ثم الواسطی الكبیر اسمه یحیى بن سلیم أو بن أبی سلیم أو بن أبی الأسود صدوق ربما أخطأ من الخامسة 4

ابو بلج، بسیار راستگو است؛ ولى گاهى اشتباه مى‌كرده است.

تقریب التهذیب ج1 ص625، رقم: 8003.
عَمْرِو بْنِ مَیْمُونٍ

از روات بخارى، مسلم و سایر صحاح سته:

عمرو بن میمون الأودی عن عمر ومعاذ وعنه زیاد بن علاقة وأبو إسحاق وابن سوقة كثیر الحج والعبادة وهو راجم القردة مات 74 ع

عمرو بن میمیون، زیاد به حج مى‌رفت و اهل عبادت بود، او همان كسى است كه میمون را سنگسار كرد.

الكاشف ج2 ص89، رقم: 4237

عمرو بن میمون الأودی أبو عبد الله ویقال أبو یحیى مخضرم مشهور ثقة عابد نزل الكوفة مات سنة أربع وسبعین وقیل بعدها ع.

عمرو بن میمون كه به او أبویحیى گفته مى‌شود، مخضرم (كسى كه زمان جاهلیت و اسلام را درك كرده)، مشهور، مورد اعتماد و اهل عبادت بود.

تقریب التهذیب ج1 ص427، رقم:5122.

قضیه سنگسار كردن میمون در جاهلیت را بخارى در صحیح خود نقل كرده است:

حدثنا نُعَیْمُ بن حَمَّادٍ حدثنا هُشَیْمٌ عن حُصَیْنٍ عن عَمْرِو بن مَیْمُونٍ قال رأیت فی الْجَاهِلِیَّةِ قِرْدَةً اجْتَمَعَ علیها قِرَدَةٌ قد زَنَتْ فَرَجَمُوهَا فَرَجَمْتُهَا مَعَهُمْ.

نعیم بن حماد از هشیم بن حصین از عمرو بن میمون روایت کرده است که وی گفت: در جاهلیت، میمونی را دیدم که زنا کرده بود، پس گروهی از میمون ها دور وی جمع شده و او را سنگسار کردند؛ من نیز به همراه ایشان او را سنگسار کردم !!!

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری،ج3، ص1397، ح3636، کتاب مناقب الأنصار، باب القسامة فی الجاهلیة، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.
ابْنِ عَبَّاسٍ

صحابى.

نتیجه آن كه سند روایت، هیچ اشكالى ندارد و خلافت و جانشینى امیرمؤمنان علیه السلام را ثابت مى‌كند.
بررسی دیدگاه منسوب به بخاری در باره ابوبلج:

همان‌طور كه در شرح حال أبو‌‌بلج الفزارى خواندیم، ذهبى و مزى در باره او گفته بودند:

وقال البخاری فیه نظر.

شعیب الأرنؤوط، محقق معاصر وهابى، با استناد به همین جمله منسوب به بخارى، روایتى را كه در سند آن أبو بلج وجود دارد، تضعیف كرده و گفته:

إسناده ضعیفٌ بهذه السیاقة، أبو بلج ـ وإسلمه یحیى بن سلیم، أو ابن أبی سلیم ـ، وإن وثقه غیرُ واحد، قد قال فیه البخاری: فیه نظر... .

اسناد این روایت به این مضمون ضعیف است. ابوبلج كه اسم او یحیى بن سلیم یا ابن أبى سلیم است؛ اگر تعدادى از علما او را توثیق كرده‌اند؛ ولى بخارى گفته: در وثاقت او اشكال است.

مسند أحمد بن حنبل، ج5، ص181، تحقیق: شعیب الأرنؤوط/عادل مرشد، ناشر: مؤسسه الرسالة ـ بیروت، الطبعة: الأولى، 1416ه ـ 1995م.

این اشكال باید در چند جهت محور بررسى قرار گیرد:

الف: آیا بخارى، در باره این شخص چنین جمله‌اى را گفته است یا خیر؟

ب: آیا این جمله بخارى مى‌تواند در برابر توثیقات دیگر بزرگان اهل سنت مقاومت كرده و ضعف محسوب شود؟

ج: آیا كسى از بزرگان اهل سنت، روایت ابوبلج را تصحیح كرده است یا خیر؟

د: برخورد دوگانه بزرگان اهل سنت، با روایات ابوبلج.
محور اول: آیا بخاری، ابوبلج را تضعیف كرده است؟

اما بخش اول بحث كه آیا اصلا بخارى چنین جمله‌اى را در باره ابوبلج گفته یا خیر. براى بررسى صحت و سقم این انتساب به دو نكته اشاره مى‌كنیم:
الف. احمد شاكر، در انتساب این سخن به بخاری، تردید دارد:

استاد احمد شاكر از محققان سرشناس حال حاضر اهل سنت ، روایتى را كه در سند آن ابوبلج قرار دارد، تصحیح كرده و از اشكالاتى كه به راوى این روایت «ابوبلج الفزاری» گرفته شده،‌ این گونه پاسخ داده است.

(3062) إسناده صحیح، أبو بلج، بفتح الباء وسكون اللام و آخره جیم: اسمه «یحیى بن سلیم» ویقال «یحیى بن أبی الأسود» الفزاری، وهو ثقة، وثقه ابن معین وابن سعد والنسائی والدارقطنی وغیرهم.

وفی التهذیب أن البخاری قال: «فیه نظر» ! وما أدری أین قال هذا؟، فإنه ترجمه فی الكبیر 4/2/279 ـ 280 ولم یذكر فیه جرحاً، ولم یترجمه فی الصغیر، ولا ذكره هو والنسائی فی الضعفاء، وقد روى عنه شعبة، وهو لا یروی إلا عن ثقه.

اسناد این روایت صحیح است. ابوبلج... ثقه است، یحیى بن معین، محمد بن سعد، نسائى ، دارقطنى و دیگران او را توثیق كرده‌اند. در تهذیب آمده است كه بخارى گفته: «در وثاقت او اشكال است» نمى‌دانم كه بخارى این سخن را در كجا گفته است؛ چرا كه در شرح حال او در تاریخ كبیر، هیچ اشكالى به او نگرفته است، در تاریخ صغیر اصلا از او نام نبرده است، در كتاب ضعفا نیز نام او را ذكر نكرده، نسائى  نیز او را در زمره ضعفا نیاورده است. شعبة بن الحجاج از او روایت نقل كرده است؛ در  حالى كه او جز از افراد ثقه از كسى دیگرى روایت نقل نمى‌كند.

مسند أحمد بن حنبل، ج3، ص331، ح3062، تحقیق: احمد شاكر، ناشر: دار الحدیث ـ قاهرة، الطبعة : الأولى، 1416هـ ـ 1995م.
ب: انتساب این سخن به بخاری ثابت نیست:

همان طور كه احمد شاكر گفته‌اند، بخارى در هیچ یك از كتاب‌هاى خود ابوبلج الفزارى را تضعیف نكرده است و در تاریخ كبیر بدون این كه او را تضعیف كند، نام برده است:

یحیى بن أبی سلیم قال إسحاق نا سوید بن عبد العزیز وهو كوفی ویقال واسطی أبو بلج الفزاری روى عنه الثوری وهشیم ویقال یحیى بن أبی الأسود وقال سهل بن حماد نا شعبة قال نا أبو بلج یحیى بن أبی سلیم

البخاری الجعفی،  ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، التاریخ الكبیر، ج8، ص279، رقم: 2996، تحقیق: السید هاشم الندوی، ناشر: دار الفكر.

پس در اصل انتساب این سخن به بخارى باید تردید كرد؛‌ اما منشأ این انتساب چه كسى است؟

نخستین بار این سخن را ابن عدى در كتاب الكامل خود به بخارى نسبت داده و گفته:

یحیى بن أبى سلیم أبو بلج الفزاری ثنا علان ثنا بن أبى مریم سمعت یحیى بن معین یقول أبو بلج یحیى بن أبى سلیم، سمعت إبن حماد یقول قال البخاری یحیى بن أبى سلیم أبو بلج الفزاری سمع محمد بن حاطب وعمرو بن میمون فیه نظر .

یحیى بن أبى سلیم، ابوبلج الفزارى، از یحیى بن معین شنیدم كه ابوبلج همان یحیى بن أبى سلیم است. از ابن حماد شنیدم كه بخارى گفته: یحیى بن أبى سلیم ابوبلج فزارى كه از محمد بن حاطب و عمرو بن میمون روایت شنیده، در وثاقت او اشكال است.

الجرجانی ، عبدالله بن عدی بن عبدالله بن محمد أبو أحمد (متوفاى365هـ)، الكامل فی ضعفاء الرجال ، ج 7   ص 229، رقم: 2128 ، تحقیق : یحیى مختار غزاوی ، ناشر : دار الفكر - بیروت ، الطبعة : الثالثة ، 1409هـ – 1988م.

در حالى كه ناقل این سخن؛ یعنى ابن حماد كه همان محمد بن أحمد بن حماد الدولابى باشد، توسط خود ابن عدى تضعیف شده است ؛ چنان ذهبى در تاریخ الإسلام در باره او مى‌نویسد:

محمد بن أحمد بن حماد بن سعید بن مسلم.

أبو بشر الأنصاری الدولابی الحافظ الوراق . من أهل الری ... وعنه : عبد الرحمن بن أبی حاتم ، وعبد الله بن عدی ، والطبرانی ... قال الدارقطنی : تكلموا فیه ، وما یتبین من أمره إلا خیر. وقال ابن عدی : ابن حماد متهم فیما یقوله فی نعیم بن حماد لصلابته فی أهل الری .

قلت : رمى نعیم بن حماد بالكذب .

وقال ابن یونس : كان من أهل الصنعة ، وكان یضعف .

محمد بن احمد بن حماد... از مردم رى بود. عبد الرحمن بن أبى حاتم،  عبد الله بن عدى و طبرانى از او روایت نقل كرده‌اند. دارقطنى گفته: در باره او حرف‌هاى زده‌اند؛ در حالى كه از او جز خیر، دیده نشده است. ابن عدى گفته: ابن حماد متهم است در آن چه كه در باره نعیم بن حماد گفته؛ به خاطر صلابت او در باره اهل رى .

من مى‌گویم: او نعیم بن حماد را به به دروغگویى متهم كرده است. ابن یونس گفته: شغل او صنعت بود و تضعیف شده است.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 23   ص 276 ، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

نتیجه این كه : بخارى ، ابوبلج را تضعیف نكرده است و انتساب این دیدگاه به بخارى، دروغى بیش نیست.
محور دوم: آیا جمله «فیه نظر» می‌تواند ابوبلج را تضعیف كند؟

بر فرض كه بپذیریم بخارى، چنین جمله‌اى را در باره این شخص گفته باشد، آیا این جمله مى‌تواند سبب تضعیف او شود؟ آیا این تضعیف مى‌تواند در برابر توثیقات بزرگان اهل سنت مقاومت كند؟

بدیهى است كه جمله بخارى «فیه نظر»، نمى‌تواند در برابر توثیقات بزرگان علم رجال اهل سنت، تضعیف محسوب شود و به صحت روایت ضرر بزند؛ چرا كه بزرگانى همچون یحیى بن معین، دارقطنى، نسائى، محمد بن سعد و ابن أبى حاتم او را توثیق كرده‌اند و تضعیف بخارى در برابر توثیقات این بزرگان تاب مقاومت ندارد.

براى توضیح بیشتر این مطلب، به چند نكته اشاره مى‌كنیم:
1. ابواسحاق الحوینی، تضعیف بخاری را بی دلیل می‌داند:

أبوإسحق الحوینى، یكى از دیگر از محققان معاصر سنى مذهب، محقق كتاب خصائص نسائى در روایتى كه ابوبلج در سند آن قرار دارد مى‌گوید:

إسناده حسن.

... وأبو بلج بن أبی سلیم وثقه ابن معین وابن سعد والمصنف والدارقطنی وقال أبوحاتم : «صالح الحدیث لا بأس به» .

أما البخاری فقال : « فیه نظر » (!) وهذا جرح شدید عنده لا أرى مُسَوِّغٍ له إلا أن یكون قاله فیه لكونه روى حدیثا عن عمرو بن میمون عن عبد الله بن عمرو «لیأتین على جهنم زمان تخفق أبوابها لیس فیها أحد » فإنهم أنكروا على أبی بلج أن یحدث بهذا .

قلت : وهذا الحدیث أخرجه یعقوب بن ... وقال الذهبی فی «المیزان» : «وهذا الخبر من بلایاها».

فالظاهر أن من جرحه إنما كان لهذا الخبر وهذا لا یقتضی رد جمع مرویاته و إنما یرد ما علی أنه خالف فیه أو نحو ذلك . والله أعلم .

سند این روایت «حسن» است. ابوبلج را یحیى بن معین، محمد بن سعد، نویسنده كتاب (نسائی) و  دارقطنى توثیق كرده‌اند. ابوحاتم گفته: روایات او صالح است و در خود او اشكالى نیست. اما بخارى گفته كه در وثاقت او اشكال است. و این تضعیف ، از دیدگاه بخارى تضعیف شدید است كه من دلیل براى آن نمى‌بینم؛ مگر روایتى كه او از عمرو بن میمون از عبد الله بن عمر نقل كرد كه «روزگارى بر جهنم خواهد گذشت كه در آن را باز مى‌كنند ؛ در حالى كه هیچ كس در آن باقى نمانده است» علما بر ابوبلج به خاطر نقل این روایت اشكال كرده‌اند. من مى‌گویم : این  حدیث را یعقوب ... نقل كرده است ... ذهبى در میزان گفته: این روایت از بلاهاى ابوبلج است.

ظاهراً اشكال بر او به خاطر نقل همین روایت است؛ در حالى كه سبب نمى‌شود كه تمام روایات او را رد شود...

خصائص نسائی، ص34، تحقیق: أبو اسحق الحوینی الأثری الحجازی بن محمد بن شریف، ناشر: دار الكتب العلمیة ـ بیروت ، الطبعة: الأولى، 1405هـ ـ 1984م.
  2. توثیق یحیی بن معین، برای اثبات وثاقت یك راوی كفایت می‌كند:

بدر الدین عینى در باره روایتى كه از ابوالمنیب عبید الله بن عبد الله نقل شده است مى‌گوید:

فإن قلت: فی إسناده أبو المنیب عبید الله بن عبد الله، وقد تكلم فیه البخاری وغیره. قلت: قال الحاكم: وثقه ابن معین، وقال ابن أبی حاتم: سمعت أبی یقول: هو صالح الحدیث، وأنكر على البخاری إدخاله فی الضعفاء، فهذا ابن معین إمام هذا الشأن وكفى به حجة فی توثیقه إیاه.

اگر بگویى كه در سند آن ابو المنیب عبید الله بن عبد الله است كه بخارى و دیگران به او اشكال گرفته‌اند، مى‌گویم: حاكم گفته كه ابن معین او را توثیق كرده، ابوحاتم گفته كه از پدرم شنیدم كه مى‌گفت: او صالح الحدیث است؛ اما بخارى منكر شده و او را در زمره ضعفاء آورده است؛ اما یحیى بن معین، پیشواى این كار (علم رجال) است، براى حجیت روایت، توثیق او، توسط یحیى بن معین كفایت مى‌كند.

العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاى 855هـ)، عمدة القاری شرح صحیح البخاری،ج7، ص11، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

وضعیت یحیى بن سلیم نیز تقریبا به همین صورت است، بخارى او را تضعیف كرده‌ ـ البته اگر صحت انتساب این گفته به بخارى صحیح باشد كه در ادامه ثابت خواهیم كرد ، صحیح نیست ـ‌ اما یحیى بن معین و دیگر ائمه رجال اهل سنت او را توثیق كرده‌اند؛ پس بر طبق گفته آقاى بدر الدین عینى، تضعیف بخارى ارزشى ندارد و تنها توثیق یحیى بن معین، براى اثبات حجیت روایت كفایت مى‌كند.
3. شعبة بن حجاج، تنها از افراد ثقه روایت نقل می‌كند:

یكى از كسانى كه از ابوبلج روایت نقل كرده است، شعبة بن الحجاج است. بزرگان اهل سنت تصریح كرده‌اند كه او تنها از افراد موثق روایت نقل مى‌كند . به عبارت دیگر، نقل روایت از شخصى توسط شعبه، وثاقت او را نیز ثابت مى‌كند؛ چنانچه دكتر احمد شاكر محقق مسند احمد بن حبنل به این مسأله تصریح كرده بود:

وقد روى عنه شعبة، وهو لا یروی إلا عن ثقه.

شعبه از او روایت كرده است؛ در حالى كه شعبه جز از افراد موثق روایت نقل نمى‌كند.

مسند أحمد بن حنبل، ج3، ص331، ح3062، تحقیق: احمد شاكر، ناشر: دار الحدیث ـ قاهرة، الطبعة : الأولى، 1416هـ ـ 1995م.

ابن عبد البر قرطبى در التهمید در باره انواع روایت مرسل و قبول برخى از آن‌ها مى‌نویسد:

وقد یكون المرسِل للحدیث نسى مَن حَدَّثه به وعرف المعزى الیه الحدیث فذكره عنه فهذا أیضا لا یضر اذا كان أصل مذهبه أن لا یأخذ الا عن ثقة كمالك وشعبة.

گاهى راوى روایت مرسل، كسى را كه از او روایت شنیده، فراموش مى‌‌كند؛ اما راوى بعدى را كه این شخص از او نقل كرده، مى‌شناسند و نام او را مى‌برد،  این قضیه نیز ضررى به روایت نمى‌زند؛ اگر مبناى آن شخص این باشد كه جز از افراد ثقه روایت نقل نكند؛ همانند مالك بن أنس و شعبة بن الحجاج.

ابن عبد البر النمری القرطبی المالكی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى 463هـ)، التمهید لما فی الموطأ من المعانی والأسانید، ج 1   ص 17 ، تحقیق: مصطفی بن أحمد العلوی، ‏محمد عبد الكبیر البكری، ناشر: وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامیة - المغرب – 1387هـ.

ابن كثیر دمشقى سلفى در كتاب تخلیص الإستغاثة مى‌نویسد:

و إنما العالمون بالجرح والتعدیل هم علماء الحدیث وهم نوعان: منهم من لم یرو إلا عن ثقة عنده كمالك و شعبة و یحیى ین سعید و عبدالرحمن بن مهدی وأحمد بن حنبل و كذلك البخاری و أمثاله ...

دانشمندان جرح و تعدیل همان علماى حدیث هستند كه به دو دسته تقسیم مى‌شود؛ یك دسته كسانى هستند كه جز از افراد ثقه روایت نقل نمى‌كنند؛ مثل مالك بن أنس، شعبة بن الحجاج، یحیى بن سعید، عبد الرحمن بن مهدى، احمد بن حنبل  و همچنین بخارى و امثال او.

ابن كثیر الدمشقی،  ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، تلخیص كتاب الاستغاثة، ج1، ص77 .

صالحى شامى نیز در توثیق شخصى كه شعبه از او روایت نقل كرده است مى‌گوید:

روى عنه شعبة ولم یكن یروی إلا عن ثقة عنده.

شعبه از او روایت نقل كرده است؛ در حالى كه او جز از افرادى از دیدگاه خودش ثقه باشد، روایت نقل نمى‌كند.

الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفاى942هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 12   ص 378 ، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ.

و ابو سعید كیكلدى مى‌گوید:

ومنها أن یكون المرسل للحدیث نسی من حدثه به وعرف المتن جیدا فذكره مرسلا لأن اصل طریقته أنه لا یأخذ إلا عن ثقة كمالك وشعبة فلا یضره الإرسال.

از اقسام روایت این است كه راوى روایت مرسل فراموش كند كه از چه كسى شنیده است؛ ولى متن به خوبى مى‌شناسد؛ پس آن را به صورت مرسل نقل مى‌كند؛ زیرا اصل مبناى او این است كه جز از افراد ثقه روایت نشود؛ مثل مالك و شعبه؛ پس ارسال روایت به آن ضررى نخواهد زد.

العلائی، أبو سعید بن خلیل بن كیكلدی (متوفاى: 761هـ)، جامع التحصیل فی أحكام المراسیل ، ج 1   ص 88 ، تحقیق : حمدی عبدالمجید السلفی ، ناشر : عالم الكتب - بیروت  ، الطبعة : الثانیة ، 1407هـ ـ 1986م

و در كتاب النكت على مقدمة إبن الصلاح آمده است:

 [ فائدة ] الذی عادته لا یروی إلا عن ثقة ثلاثة یحیى بن سعید وشعبة ومالك قاله ابن عبد البر وغیره وقال النسائی لیس أحد بعد التابعین آمن على الحدیث من هؤلاء الثلاثة.

فائده: كسى كه عادتش این است كه جز از افراد ثقه روایت نقل نكنند، سه نفر هستند: یحیى بن سعید، شعبة و مالك . این سخن را ابن عبد البر و دیگران گفته‌اند. نسائى گفته: در میان تابعین امانت‌دارتر از این سه نفر نسبت به حدیث وجود ندارد.

عبد الله بن بهادر ، بدر الدین أبی عبد الله محمد بن جمال الدین (متوفاى794 هـ) ، النكت على مقدمة ابن الصلاح ، ج 3   ص 370، تحقیق : د. زین العابدین بن محمد بلا فریج ، ناشر : أضواء السلف - الریاض ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ ـ 1998م .

بنابراین، نقل روایت توسط شعبه از ابوبلج، وثاقت او را  نیز ثابت خواهد كرد.
4. ابن حجر عسقلانی، خرده‌گیری به أبو بلج، به خاطر شیعه بودن او است:

ابن حجر عسقلانى كه حافظ على الإطلاق اهل سنت به شمار مى‌رود، پس از نقل روایتى كه در سند آن ابو بلج وجود دارد، تنها دلیل خرده‌گیرى بر ابو بلج را شیعه بودن او دانسته و سپس در ادامه تصریح كرده است كه از دید جمهور علما، شیعه بودن او ضررى به قبول روایتش نخواهد زد:

وَرِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِیحِ إِلَّا أَبَا بَلْجٍ بِفَتْحِ الْمُوَحَّدَةِ وَسُكُونِ اللَّام بعْدهَا جِیم واسْمه یحیى وَثَّقَهُ بن مَعِینٍ وَالنَّسَائِیُّ وَجَمَاعَةٌ وَضَعَّفَهُ جَمَاعَةٌ بِسَبَبِ التَّشَیُّعِ وَذَلِكَ لَا یَقْدَحُ فِی قَبُولِ رِوَایَتِهِ عِنْدَ الْجُمْهُورِ.

راویان این روایت، راویان صحیح بخارى هستند؛ غیر از ابوبلج كه اسم او یحیى است، یحیى بن معین، نسائى، و جماعتى او را توثیق كرده‌اند، جماعتى نیز به خاطر شیعه بودنش او را  تضعیف كرده‌اند؛ در حالى كه از دیدگاه اكثر علما، شیعه بودن، ضررى به قبول روایت او نمى‌زند.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 10   ص 182 ، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة - بیروت.

توجه به این نكته نیز ضرورى است كه دلیلى وجود ندارد كه شیعه بودن او را ثابت كند؛ جز نقل همین روایت از ابن عباس، اگر قرار باشد كه با نقل این روایت او را شیعه بدانیم، باید پیش از او، عمرو بن میمون و عبد الله بن عباس را نیز شیعه به حساب بیاوریم؛ همچنین سایر روات این حدیث را . و كسى پیدا نمى‌شود كه این مبنا را بپذیرد.
محور سوم: تصحیح روایت ابوبلج توسط بزرگان اهل سنت:

هر چند كه بزرگان اهل سنت (غیر از البانی) در باره روایت « وَأَنْتَ خَلِیفَتِی فِی كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی». اظهار نظر نكرده‌اند؛ اما در ذیل روایات دیگرى كه بازهم در سند آن ابوبلج فزارى هست، نظر داده و روایات او را تصحیح كرده‌اند؛ از جمله در ذیل روایتى از ابن عباس نقل شده و در آن ده فضیلت از برترین فضائل امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده است:

ثنا یحیى بن حَمَّادٍ ثنا أبو عَوَانَةَ ثنا أبو بَلْجٍ ثنا عَمْرُو بن مَیْمُونٍ قال: إنی لَجَالِسٌ إلى إبن عَبَّاسٍ إذا أَتَاهُ تِسْعَةُ رَهْطٍ فَقَالُوا یا أَبَا عَبَّاسٍ إما أن تَقُومَ مَعَنَا وإما أَنْ تخلونا هَؤُلاَءِ؟

قال: فقال: إبن عَبَّاسٍ بَلْ أَقُومُ مَعَكُمْ قال: وهو یَوْمَئِذٍ صَحِیحٌ قبل أَنْ یَعْمَى. قال: فابتدؤا فَتَحَدَّثُوا فَلاَ ندری ما قالوا. قال: فَجَاءَ یَنْفُضُ ثَوْبَهُ وَیَقُولُ أُفْ وَتُفْ وَقَعُوا فی رَجُلٍ له عَشْرٌ...

الشیبانی،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، فضائل الصحابة، ج2، ص685، ح3062 ، تحقیق د. وصی الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ – 1983م؛

همو، مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص3053، ح3062، ناشر: مؤسسة قرطبة ـ مصر؛

و ...

حاكم نیشابورى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه بهذه السیاقة.

این روایت سندش صحیح است؛ ولى بخارى و مسلم به این صورت نقل نكرده‌اند.

النیسابوری، محمد بن عبدالله ابوعبدالله الحاكم (405 هـ)، المستدرك علی الصحیحین، ج 3، ص 143، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

ذهبى متوفاى748هـ نیز در تلخیص المستدرك بعد از نقل این روایت گفته:

صحیحٌ.

المستدرك علی الصحیحین و بذیله التلخیص للحافظ الذهبی، ج3، ص134، كتاب معرفة الصحابة، باب ذكر اسلام امیر المؤمنین، طبعة مزیدة بفهرس الأحادیث الشریفة، دارالمعرفة، بیروت،1342هـ.

ابن عبد البر قرطبى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

قال أبو عمر رحمه الله هذا إسنادٌ لا مَطْعَنٌ فیه لأحدٍ لصحته وثقة نَقَلَتِه... .

ابو عمر (ابن عبد البر) گفته: این سندى است كه هیچ كس حق اشكال به آن را ندارد؛ چرا كه سند آن صحیح و تمام راویان آن موثق هستند.

ابن عبد البر النمری القرطبی المالكی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى 463هـ)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب،ج3 ص1091 ـ 1092، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ.

ابن حجر عسقلانى بعد از نقل تكه‌اى از این روایت كه كه با الفاظ مختلف نقل شده مى‌نویسد:

اخرجهما أحمد والنسائی ورجالهما ثقات.

احمد و نسائى این دو روایت را نقل كرده‌اند، راویان آن‌ها مورد اعتماد هستند.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 7، ص 15، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة - بیروت.

حافظ ابوبكر هیثمى متوفاى807 هـ نیز بعد از این روایت مى‌گوید:

رواه أحمد والطبرانی فی الكبیر والأوسط باختصار ورجال أحمد رجال الصحیح غیر أبی بلج الفزاری وهو ثقة وفیه لین.

این روایت را احمد و طبرانى متوفاى360هـ در معجم كبیر و معجم اوسط به صورت خلاصه نقل كرده‌اند، راویان احمد همگى راویان صحیح بخارى هستند؛ غیر از أبى بلج فزارى كه او نیز مورد اعتماد است؛ هر چند كه اشكالى در او هست.

الهیثمی، علی بن أبی بكر، مجمع الزوائد، ج9، ص120، دار الریان للتراث/‏ دار الكتاب العربی ـ القاهرة، بیروت ـ 1407هـ.

احمد شاكر، محقق كتاب مسند أحمد بن حنبل در ذیل روایت مى‌گوید:

إسناده صحیح.

مسند أحمد بن حنبل، ج3، ص331، ح3062، تحقیق: احمد شاكر، ناشر: دار الحدیث ـ قاهرة، الطبعة : الأولى، 1416هـ ـ 1995م.

و أبواسحاق الحوینى محقق كتاب خصائص نسائى مى‌گوید:

إسناده حسن.

خصائص نسائی، ص34، تحقیق: أبو اسحق الحوینی الأثری الحجازی بن محمد بن شریف، ناشر: دار الكتب العلمیة ـ بیروت ، الطبعة: الأولى، 1405هـ ـ 1984م.
محور چهارم: برخورد دوگانه با روایات ابوبلج:

از ابوبلج فزارى روایات زیادى در منابع اهل سنت دیده مى‌شود، برخى از این روایات در فضائل امیرمؤمنان علیه السلام است، برخى نیز در موضوعات دیگر .




بقیه مطلب کلیک کن......

برچسب ها: آیا روایت «وأنت خلیفتى من بعدی» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ویرایش جدید)،  
دنبالک ها: آیا روایت «وأنت خلیفتى من بعدی» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟ (ویرایش جدید)،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:71)      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  

آمار سایت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان علیه السلام صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم انشا الله............

خدمات وبلاگ نویسان جوان

اخلاق اسلامی موسیقی

; , . , . ->

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ